گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کنندهبهترین خدمات جوملا.

مشاوره، آموزش و پژوهش در حوزه مدیریت، مهندسی و سیستم ها

بروشور معرفی و چکیده سوابق کاتالوگ سامان آوران توسعه

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

چرایی
اگر بهره وری را شیوه ای خاص از نگرش به جهان بدانیم که باعث شکل گیری سبک زندگی متفاوت و متمایز خواهد شد، لازم به نظر می رسد که از سنین آغازین زندگی چنین تفکری را بیاموزیم و تمرین کنیم. از این رو آموزش بهره¬وری به کودکان می تواند به پرورش نسلی بهره ور و کارامد در آینده کمک کند. در واقع، برای آنکه کارکنان، مدیران و شهروندانی بهره ور داشته باشیم، لازم است که برای آموزش بهره وری به کودکان سرمایه گذاری و برنامه ریزی کرده باشیم.
چالش ها
از یک سو نمی توان انتظار داشت که کودکان ما مفاهیم نسبتاً پیچیده مرتبط با بهره وری را به سادگی درک کنند و از طرف دیگر، تبدیل کردن این آموزه های معمولاً خسته کننده به مطالبی که مورد پسند نوجوانان قرار بگیرد، امری دشوار به نظر می رسد. به بیان دیگر، اغلب کودکان، علاقه ای به شنیدن یا درگیر شدن با تعالیم خشک بهره وری ندارند؛ ضمن آنکه فراگیری چنین مفاهیمی برای بسیاری از آنها کاری طاقت فرسا محسوب می شود که به راحتی پذیرای آن نخواهند شد.
راهکارها
برای غلبه بر این چالشها و به منظور تسهیل جریان آموزش بهره وری به کودکان می توان چهار راهبرد هم افزا و مکمل را به صورت همزمان دنبال نمود:
- الف) الگوسازی: والدین و معلمان را باید اصلی ترین منبع الگوبرداری کودکان به شمار آورد؛ بنابراین هرچه رفتارهای این دو گروه، بهره ورانه تر باشد، احتمال آنکه فرزندان هم به بهره وری گرایش پیدا کنند، بیشتر خواهد شد. خواه ناخواه، سبک زندگی پدر و مادرها تعیین کننده میزان آشنایی کودکان با تفکر بهره وری است؛ علاوه بر آنکه شخصت و رفتار معلمان و مربیان مدرسه نیز انگیزه آنها برای پذیرش آموزه های بهره وری را تحت تأثیر شدید قرار می دهد. اگر در محیط مدرسه، رفتارهایی بهره ورانه مانند مدیریت زمان و رعایت برنامه های درسی نهادینه شده باشد و اگر در محیط خانواده، مصرف صحیح آب و انرژی یا عدم اتلاف غذا و زمان توسط والدین به نمایش گذاشته شود، می توان امیدوار بود که نسلی بهره ور پرورش یابد.
- ب) بازی وارسازی: علاقه ذاتی نوجوانان به بازی را می توان اهرمی قدرتمند برای انگیزه مند کردن آنها به منظور ورود به فضای آموزش های بهره وری قلمداد نمود. انتقال مفاهیم مرتبط با سبک زندگی بهره ورانه از طریق رسانه مهیج بازی، سرعت یادگیری فرزندانمان را چندین برابر خواهد کرد و ماندگاری این آموزه ها در ذهنشان را افزایش می دهد. طراحی بازی های دوست داشتنی در قالب فردی یا گروهی، فیزیکی یا رایانه ای، متناسب با سنین و علایق کودکان و نوجوانان، راهبردی دقیق برای جذب این گروه از مخاطبان آموزش های بهره وری است.
- ج) هنر و ادبیات: انتقال مفاهیمی مانند بهره وری به خردسالان از طریق رسانه های هنری و ادبی مانند موسیقی، شعر، داستان، نمایش و... میان بری مطمئن برای جذب پایدار آنان به این فضای فکری شناخته می شود. گرایش ناخوداگاه آنان به محتوای ارائه شده از طریق این گونه ابزارها باعث خواهد شد که اهداف نظام آموزش بهره وری به خوبی محقق شود. هنر و ادبیات بستری مناسب برای ایجاد خلاقیت های اثربخش فراهم می آورد که به یاری آنها می توان کودکان را به صورتی مطمئن به سمت بهره وری گرایش داد.
- د) مهارت آموزی غیرمستقیم: به جای آنکه آموزه های بهره وری را به صورت مستقیم و با روش های سنتی به ذهن کودکان بیاموزیم، مناسبتر به نظر می رسد که مهارت های مرتبط با این سبک زندگی را در آن ها تقویت کنیم. در واقع، پرورش آن دسته از مهارت های زندگی (یا مهارت های نرم) که به موضوع بهره وری ارتباط دارند، می تواند به صورت عملی سطح مهارت بهره وری در آنها بهبود بخشد. برخی از محوری ترین مهارت های نرم مرتبط با مفهوم بهره وری از این قرارند:
o مدیریت زمان: کودکان باید بیاموزند که از زمان خود به گونه ای اثربخش استفاده کنند تا برای انجام تکالیف درسی یا دیگر وظایف خود دچار کمبود وقت نشوند. تدوین برنامه های روزانه و هفتگی به همراه ابتکاراتی مانند ارائه پاداش وقت شناسی از سوی والدین یا مربیان می تواند مهارت مدیریت زمان را در آنها تقویت کند.
o برنامه ریزی: فرزندان ما نیاز دارند که مهارت برنامه ریزی را در زندگی فرابگیرند. آنها باید بتوانند برای فعالیتهای درسی یا حتی سرگرمی خود هدفگذاری نموده و اقدامات ضروری برای تحقق آن اهداف را پیش بینی کنند. در سطوح بالاتر، توان برآورد منابع مالی و اطلاعاتی ضروری برای اجرای برنامه ها نیز از آنها انتظار می رود.
o کار گروهی: لازم است متناسب با سن و توانایی های کودکان و نوجوانان، مسئولیت هایی در خانه و مدرسه به آنها محول شود تا بکوشند در تعامل با دیگر اعضای خانواده و کلاس آنها را انجام دهند. تعریف مأموریت های مشترک یا پروژه های گروهی در انجام تکالیف درسی نیز مهارت کار جمعی را در آنان تقویت خواهد کرد که به نهادینه شدن رفتارهای بهره ورانه در آنها کمک می کند.
o سایر مهارت ها: در کنار موارد فوق، مهارتهای دیگری نیز هستند که فرزندانمان با برخورداری از آنها می توانند حرکت به سمت زندگی بهره ورانه را با قدرت و سرعت بیشتری آغاز کنند. توانایی برقراری ارتباطات اثربخش با دیگران، صبر و شکیبایی، امیدواری و مثبت اندیشی، خلاقیت، حل مسئله و تصمیم گیری، حفظ سلامت جسمی و روانی، نظم و ترتیب و همچنین هوش هیجانی و مدیریت استرس از این دست مهارتهای مرتبط با بهره وری به شمار می آیند.
نتیجه گیری
همه والدین دوست دارند که فرزندانشان در زندگی موفق باشند و برای تحقق چنین آرزویی حاضرند فداکاری و سرمایه گذاری کنند. به نظر می رسد یکی از عوامل کلیدی در دستیابی به این موفقیت بهره وری باشد که لازم است برای آشناسازی کودکان با چنین مفهومی و نهادینه سازی رفتار بهره ورانه در سبک زندگی آنان از سالهای نخست زندگیشان برنامه ریزی و اقدام کرد. در واقع، با پرورش مهارتهای بهره وری و تشویق عادات بهره ورانه در فرزندانمان می توانیم جامعه آینده را بهره ورتر از آنچه امروز هست، بسازیم. بهره برداری خلاقانه از ظرفیت رسانه هایی مانند بازی، هنر و ادبیات برای پرورش مهارتهای نرم مرتبط با بهره وری از قبیل مدیریت زمان، برنامه ریزی، هوش هیجانی، کار گروهی و مسئولیت پذیری در کنار الگوسازی برای کودکان از طریق بروز رفتارهای ملموس بهره ورانه از سوی والدین و معلمان، مجموعه ای از راهبردهای کلیدی برای تسهیل و تسریع روند آشناسازی و متعهدسازی آینده سازان این سرزمین نسبت به سبک زندگی بهره ورانه هستند.
پیشنهادها
اهمیت موضوع بهره وری در نظام های اقتصادی از یک سو و ضرورت سرمایه گذاری برای پرورش مهارت بهره وری در کودکان امروز که شهروندان، کارکنان و مدیران آینده خواهند بود، از سوی دیگر چنین ایجاب می کند که مسئولان نظام اداری و مدیریت توسعه شهر و کشورمان برای این موضوع خطیر و سرنوشت ساز همتی درخور نشان دهند. برخی از کاربردی ترین پیشنهادها در این قلمرو بدین ترتیب قابل طرح هستند:
- از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان انتظار می رود موضوع حساس بهره وری را به محورهای تمرکز خود به منظور تولید محتوای آموزشی با رویکرد هنری و ادبی بیفزاید و عرضه محصولاتی متناسب با سن و علاقه فرزندان این سرزمین را در قالب کتاب، سرود، موسیقی، بازی و از این دست تولیدات فکری به نحوی مؤثر دنبال کند.
- وزارت آموزش و پرورش نیز می تواند پویش ملی بهره وری را در سطح مدارس کشور راه اندازی کند تا دانش آموزان در تمامی سطوح و مقاطع تحصیلی، متناسب با نیازها و توانمندی های خود با این جریان ملی همراهی کنند و با مشارکت در برنامه های فرهنگی هنری قابل اجرا در این پویش گسترده سطح نگرش، دانش و مهارت خود را در عرصه بهره وری بهبود بخشند.
- به سازمان بهزیستی کشور نیز پیشنهاد می شود برنامه های مهارت آموزی ویژه خانواده ها را با هدف ایجاد الگوهایی قابل اعتماد برای فرزندان در زمینه اعمال رفتارهای بهره ورانه به گونه ای برنامه ریزی و اجرا کند که والدین به ویژه مادران قادر باشند تربیت آینده سازان کشور را در مسیر بهره وری به درستی هدایت کنند. آنها باید علاوه بر آنکه خودشان رفتارهای بهره ورانه را در زندگی و در معرض دید فرزندانشان اجرا می کنند، بتوانند با طرح درخواستهای مناسب یا اعمال واکنش های صحیح، انگیزه کودکان و نوجوانان برای گرایش به سمت سبک زندگی بهره ورانه را تأمین نمایند.

در شماره چهارم از نشریه «برنامه یزد» که با همت و مسئولیت سازمان مدیریت و برنامه ریزی استان یزد منتشر می شود، مقاله ای درباره معرفی مدل آی مپس درج شد.
عنوان دقیق این نوشتار که به قلم عباس زارع بنادکوکی، مدیرعامل «شرکت سامان آوران توسعه» تنظیم شده، از این قرار است: «معرفى مدل ايرانى ارزيابى بلوغ نظام مديريت بهره ورى (iMAPS)» و عناوین فرعی تشکیل دهنده آن بدین شرحند:
- بیان اهمیت پدیده بهره وری؛
- تبیین وضعیت نامناسب کشورمان در شاخص های بهره وری؛
- تشریح ضرورت پرداختن به مفهوم «نظام مدیریت بهره وری»؛
- بیان مختصر سابقه طراحی مدل آی مپس توسط شرکت سامان آوران توسعه؛
- توضیح ویژگیهای مدل از نظر هدف، دامنه شمول و محورهای تمرکز؛
- معرفی نقاط تمایز مدل آی مپس در مقایسه با مدل های مشابه؛
- احصای بهره برداران مدل در سطوح خرد، میانه و کلان؛
- اعلان کاربردهای قابل تصور از مدل در طی زمان.
یادآوری می نماید که فصلنامه «برنامه یزد» با هدف برآوردن نيازهاى مخاطبان براى آگاهى از اخبار مرتبط با اهداف و فعاليت هاى سازمان مديريت و برنامه ريزى استان منتشر می شود، اين فصلنامه همچنين تلاش می كند تا با ارايه گزارش ها و تحليل هاى مناسب، تمركز لازم را بر روى موضوع پيشرفت و توسعه در استان ايجاد نمايد.

imaps-iran

01

یادداشت عباس زارع بنادکوکی، مدیر عامل سامان آوران توسعه (بخش اول)
یزد بهره ور، یک تلاش جسورانه برای ایجاد تغییرات جدی و البته بسیار ضروری در اقتصاد استان و کشور است. تغییراتی که هیچکدام شاید در شرایط عادی عملی به نظر نمیرسد و برای انجام آن ها نیاز به روش های متفاوت و خارج از چارچوب های فعلی است.
داستان یزد بهره ور، داستان نگاه خلاقانه، خارج از چارچوب های سنتی و تلاش های جسورانه و خستگی ناپذیر یک تیم هست. تیمی که ترکیب متنوعی از انسان های با اراده، شجاع و خستگی ناپذیر را در خودش دارد.
این داستان از پیشنهاد سازمان مدیریت در سال گذشته و همراهی و حمایت استاندار محترم استان برای تدوین سند یزد بهره ور آغاز شد و با تلاش همکاران من در شرکت سامان آوران توسعه، اولین نسخه طرحِ تدوین شده، در دوازدهمین کنفرانس ملی بهره وری به قضاوت کارشناسان گذاشته شد و بر این اساس نسخه نهایی تدوین گردید. تا اینجای کار، روال معمول طرح های مطالعاتی است که بسیار مرسوم بوده و خیلی از این طرح ها در گوشه قفسه ها جا خوش کرده است. اما داستان یزد بهره ور، با درایت و شجاعت و انگیزه بالای استاندار پرتلاش و همراهی رئیس، معاون و کارشناسان دانا و پرتلاش سازمان مدیریت ادامه یافت و با طرح در هیئت دولت، زمینه ساز تصویب برنامه یزد بهره ور به عنوان پایلوت ملی گردید. پس از ابلاغ مصوبه و دستور رئیس جمهور فاز اجرای برنامه یزد بهره ور آغاز شد؛ طرحی که شاید سخت ترین، پرچالش ترین و البته پر ریسک ترین طرح دوران کاری من هست و البته شاید جذاب ترین آن ها از نظر بازگردن گره های بازنشده در حوزه های مختلف و تاثیرگذاری ویژه آن ها در جامعه باشد.
اینک یزد بهره ور در ابتدای مسیر پرچالش خودش قرار دارد. قرار بر این است پروژه ها در سه دستۀ پروژه های کلیدی، پروژه های پشتیبان، پروژه های زیرساختی و ریل گذاری انجام گردد و در هر سه محور، هم به معلول ها و هم علت ها پرداخته خواهد شد.
امیدوارم ثمره تلاش تیم با انگیزه یزدِ بهره ور که تلفیقی از مدیران ارشد، مدیران دستگاه های تخصصی و همکاران عزیزم در شرکت سامان آوران توسعه است، منجر به برداشتن چند گام اساسی در حل مشکلات کلیدی کشور شود.
همیشه معتقد بوده ام سخت ترین کار دنیا، تغییر کردن است و با اعتقاد کامل و آگاهی نسبت به ریسک و چالش های طرح و تحقق جلو خواهیم رفت و اطمینان دارم که لطف خداوند شامل حال ما و نیت های قشنگ تیم یزد بهره ور هست.

بهره‌وری به عنوان یکی از مسیرهای اصلی ایجاد رشد اقتصادی به دلیل شرایط خاص کشور و محدودیت در سرمایه‌گذاری و تزریق منابع جدید در شرایط امروزِ میهن عزیزمان ایران، در اولویت اهمّیت و توجّه قراردارد. ضرورت بهره‌گیری از رویکردها و روش‌های موثر برای ارتقای بهره‌وری در سطح سازمان های مختلف و کمبودهایی که در این زمینه وجود دارد، این شرکت را برآن داشت که در راستای مسئولیت اجتماعی و عمل به وظیفة حرفه‌ای خود در زمینة بهره‌وری به‌عنوان یکی از شرکت‌های تخصصی و باسابقه و دارای گرید از سازمان ملی بهره‌وری ایران، به این موضوع ورود نموده و با تلاش مستمر در قالب یک تیم تخصّصی، مفتخر به طرّاحی و معرّفی "مدل ایرانی سنجش بلوغ نظام مدیریت بهره‌وری" با نام تجاری iMAPS گردد.
شکل زیر مدل مفهومی سنجش بلوغ نظام مدیریت بهره‌وری سازمانی را نشان می دهد.

imaps model

ارکان مفهومی این مدل شامل چهار پودمان (مقوله)، هجده عنصر (کلان¬مفهوم)، هفتادوشش معیار یا وجوه عناصر (مفهوم) و حدود هشتصد مصداق (نشانه) است که در تعاملی هم¬افزا با یکدیگر، الگویی از نظام مدیریت بهره وری را تشکیل می‌دهند. در جدول زیر عناصر مفهومی مدل آمده است.

table imaps

 این ارکان مفهومی به گونه¬ای به یکدیگر پیوند خورده اند که اطمینان ایجاد کنند که:

• زیرساختهای ضروری برای ارتقای بهره وری در سازمان ایجاد شده؛
• بر پایه همین زیرساختها چرخه بهره وری در سازمان فعال گردیده؛
• سازوکارهایی برای پایدارسازی این زیرساختها و فرایندها مستقر شده؛
• و اثرات نهایی نظام مدیریت بهره وری در سطح جامعه (مانند تاثیرات اقتصادی، اجتماعی و زیست¬محیطی) از کیفیت مطلوب برخوردار باشد.
ویژگی ها و تمایزات مدل به شرح زیر قابل ذکر است:
• نگاه نظام مند، جامع، تحلیلی و تخصصی به بهره وری
• توجه به عوامل درون سازمانی و آثار برون سازمانی
• تمرکز در سطح بنگاه و قابلیت ارائه تحلیل کلان در سطوح بالاتر (در سطح بهینه کاوی و سیاست گذاری)
• رویکرد تخصصی و متمرکز بر موضوع بهره وری بر خلاف مدلهای تعالی (EFQM و...)
• مبتنی بر اسناد حقوقی ایران و یافته های علمی جهانی
• رویکرد بلوغ (آموزش و ترسیم مسیر، سنجش وضعیت، طراحی نقشه راه)
این مدل دارای کاربردهایی به شرح زیر است:
• ابزاری برای خودارزیابی بلوغ نظام مدیریت بهره وری
• مدلی برای آموزش نظام مدیریت بهره وری
• راهنمایی برای توسعه مسیر بلوغ نظام مدیریت بهره وری
• پایگاهی برای مقایسه زمانی درون واحدی و بین واحدی
• شبکه ای برای برقراری تعاملات میان ذینفعان

 

تالیف: عباس زارع بنادکوکی؛ مدیرعامل سامان آوران توسعه، ایده پرداز و عضو تیم طراحی و توسعه iMAPS

 

جهت آشنایی با مدل iMAPS و آگاهی از خبرهای مربوط به این مدل، به سایت https://imaps-iran.ir/ مراجعه نمایید.

در راستای آشنایی با بهره وری دانش در بخش دولتی، در بخش اول، با ذکر موارد تأثیر بهره وری دانش بر عملکردهای مختلف در بخش دولتی، در خصوص چرایی و اهمیت پرداختن به این موضوع، مطالبی ارائه شد. در بخش دوم، مطالبی راجع به مفاهیم کارکنان دانش و کار دانشی ذکر گردید. بخش سوم به ارائه مطالبی در خصوص بهره وری کارکنان دانشی و همچنین معرفی شش عنصر آن از دیدگاه دراکر، اختصاص یافت. پاسخ به سوال "آیا بهره وری دانش قابل اندازه گیری است؟" موضوع بخش چهارم این سلسله مطالب بود.در این بخش در خصوص تعریف بهره وری دانش، تفاوت های آن با بهره وری کارکنان دانشی، و در انتها در مورد توانمندسازهای دانش- بهره وری مطالبی ارائه خواهد شد.
علیرغم وجود حجم زیادی از ادبیات در مورد مدیریت دانش، بهره وری این حوزه به عنوان یک مفهوم مبهم برای دانشگاهیان و متخصصان باقی مانده است. از زمان کار مهم دراکر (Drucker) در مورد بهره وری کارکنان دانش، پیشرفت کمی در مورد چگونگی تبدیل بهره وری کارکنان دانش به بهره وری دانش در سطوح تیمی و سازمانی صورت گرفته است. در این زمینه مدل های مفهومی تعریف شده، در مرحله نوپایی هستند و مطالعات تجربی وجود ندارد. محققان همچنین معتقدند که هیچ مدلی برای بهره وری دانش وجود ندارد. همانطور که وانگ و نک (Wong and Neck) بیان کردند: «هیچ مدل تخصصی برای سازمان‌های مبتنی بر دانش وجود ندارد... که آنها را قادر نماید فرآیندهای کاری خود را با شش عامل اصلی دراکر که بهره‌وری کارکنان دانش را تعیین می‌کنند ادغام کنند».

تعریف بهره وری دانش
مشابه بهره وری کارکنان دانشی، بهره وری دانش مفهومی پیچیده است. در این مورد رویکرد سنتی به بهره‌وری، که نسبت خروجی (output) به ورودی (input) را اندازه‌گیری می‌کند، به خوبی پاسخگو نمی باشد، زیرا هم ورودی و هم خروجی در این مورد اساساً نامشهود هستند. در عوض، محققان به بهره‌وری دانش به عنوان تبدیل دانش به ارزش‌ها نگاه می‌کنند. هریسون و کسلز (Harrison and Kessels) بهره‌وری دانش را این‌گونه تعریف می‌کنند: «... راهی که افراد، تیم‌ها و واحدها در سراسر یک سازمان به پیشرفت‌ها و نوآوری‌های مبتنی بر دانش دست می‌یابند».
در مطالعه‌ای جدیدتر در مورد این موضوع، هوانگ و وو (Huang and Wu) بهره‌وری دانش را به عنوان قابلیتی تعریف می‌کنند که توسط آن افراد، تیم‌ها و واحدها در سراسر یک سازمان به پیشرفت‌ها، بهره‌برداری و نوآوری‌های مبتنی بر دانش دست می‌یابند. نویسندگان در ادامه, بهبود، بهره برداری و نوآوری را به شرح زیر توضیح دادند:
• بهبود: توانایی بهبود هر محصول یا خدمت تا حد تبدیل به محصول/ خدمتی متفاوت در مدت دو یا سه سال.
• بهره برداری: توانایی استفاده از دانش موجود برای توسعه محصولات، فرآیندها و خدمات جدید و متفاوت.
• نوآوری: شناسایی و استفاده از فرصت ها برای ایجاد محصولات/خدمات جدید یا شیوه های کاری.
بهره وری دانش از چندین جنبه با بهره وری کارکنان دانشی متفاوت است. اولاً، بهره‌وری کارکنان دانش در سطح فردی و بهره‌وری دانش در سطوح تیمی و سازمانی وجود دارد. بهره وری دانش، در حالی که فرد را در مرکز قرار می دهد، مجموع بهره وری فردی کارکنان دانشی نیست. تبدیل بهره وری فردی به بهره وری سازمانی مستلزم تنظیمات و مقدمات سازمانی مناسب است. ثانیاً، بهره‌وری کارکنان دانش تا حد زیادی به شایستگی‌های فردی بستگی دارد و شرایط سازمانی نقش‌های حمایتی را ایفا می‌کند. از سوی دیگر بهره‌وری دانش تا حد زیادی به شرایط سازمانی از جمله استراتژی‌ها، سیستم‌ها، فرآیندها، ابزارها و فرهنگ بستگی دارد. به این دلایل، منطقی است که پیشنهاد شود بهره وری کارکنان دانشی پیش شرط بهره وری دانش قرار گیرد.

توانمندسازهای دانش- بهره وری
ادبیات کنونی در مورد روش های ارتقای بهره وری دانش سکوت کرده است. استام (Stam) بیان می کند که بهره وری دانش نیازمند یک محیط یادگیری خوب است. هوانگ و وو (Huang and Wu) مدلی را توسعه دادند که سرمایه فکری را با بهره وری دانش مرتبط می کند و این مدل را با نمونه ای از شرکت های بیوتکنولوژی تایوان آزمایش کردند. سه عامل خاص سرمایه فکری عبارتند از:
1. سرمایه انسانی: دانش، مهارت ها و توانایی هایی که در درون افراد وجود دارد و توسط افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
2. سرمایه سازمانی: دانش نهادینه شده و تجربه مدون موجود در شرکت ها که از طریق پایگاه های داده، پتنت ها، راهنماها، ساختارها، سیستم ها و فرآیندها استفاده می شود و
3. سرمایه اجتماعی: دانشی که در درون، از طریق تعاملات بین افراد و شبکه‌های روابط متقابل آنها در دسترس است و از آن استفاده می‌شود.

 

sarmayeh

پالوالین و همکاران (Palvalin et al.) او ادعا کردند که استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یک ابزار، سرمایه سازمانی بهره وری دانش را از طرق مختلف افزایش می دهد. به عنوان مثال، ICT دسترسی بهتر به اطلاعات، اطلاعات به موقع، به اشتراک گذاری بهتر دانش و غیره را تسهیل می کند.

 

ترجمه و تالیف: رضیه میرجلیلی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت سامان آوران توسعه

برگرفته از کتاب: Knowledge Productivity in the Public Sector

در راستای آشنایی با بهره وری دانش در بخش دولتی، در بخش اول، با ذکر موارد تأثیر بهره وری دانش بر عملکردهای مختلف در بخش دولتی، در خصوص چرایی و اهمیت پرداختن به این موضوع، مطالبی ارائه شد. در بخش دوم، مطالبی راجع به مفاهیم کارکنان دانش و کار دانشی ذکر گردید. بخش سوم به ارائه مطالبی در خصوص بهره وری کارکنان دانشی و همچنین معرفی شش عنصر آن از دیدگاه دراکر، اختصاص یافت. در این بخش به این سوال پاسخ داده می شود: آیا بهره وری دانش قابل اندازه گیری است؟
محققان دریافته اند که اندازه گیری بهره وری کارکنان دانشی یک چالش است. دراکر (Drucker) اذعان می کند که در برخی از کارهای دانشی (مثلاً در مورد جراحان)، کیفیت را می توان اندازه گیری کرد، اما در بیشتر مواقع، کیفیت ذهنی است. این ذهنیت در هنگام اندازه گیری بهره وری در کار دانشی چالش ایجاد می کند.
برخی از محققان فناوری اطلاعات ایده هایی را برای اندازه گیری بهره وری کارکنان دانش ارائه کرده اند، اما کاملاً از دیدگاه فناوری اطلاعات. مون (Moon) پیشنهاد می کند که بهره وری کار دانشی را می توان با ردیابی دو فرآیند اندازه گیری کرد:
1- یک کارمند با چه سرعتی می تواند بر اساس تجربه شخصی خود پاسخ دقیقی ارائه دهد. و
2- این کارمند چقدر سریع می تواند یک درخواست را درک کند و پاسخ دقیقی ارائه دهد.
پیشنهاد ارائه شده توسط مون (Moon) بر اطلاعات صریح تمرکز دارد. این روش، بینش‌هایی را که کارکنان دانشی ایجاد می‌کنند و یا دانش ضمنی کارکنان دانشی را در بر نمی‌گیرد.
با ویژگی های ذکر شده در بالا، معرفی روش و شاخص عمومی اندازه گیری برای بهره وری کارکنان دانشی دشوار است. اندازه گیری بهره وری کار دانشی باید متناسب با شغل یا سازمان باشد. اولاً، کار دانش باید با اهداف تیمی و سازمانی مرتبط باشد. این اهداف می تواند از یک تیم یا سازمان به تیم دیگر متفاوت باشد. ثانیاً، کیفیت کار باید با توجه به نوع خاص آن سنجیده شود (هر سیاستی که برای سنجش کار دانشی در بخش آموزش در نظر گرفته می شود با سیاستی که برای بخش مراقبت های بهداشتی نوشته شده است متفاوت است). ثالثاً، نیاز به یادگیری و نوآوری نیز بسته به ظرفیت و اهداف فرد، تیم یا سازمان متفاوت است.
بنابراین، هر تیم و سازمان باید شاخص های اندازه گیری متناسب با نیازهای خود را، هم برای اهداف توسعه بلندمدت و هم برای ظرفیت فعلی، تعریف نماید.
در مطلب بعدی در مورد تعریف بهره وری دانش، تفاوت های آن با بهره وری کارکنان دانشی، و توانمندسازهای دانش- بهره وری ، مطالبی ارائه می گردد.

 

ترجمه: رضیه میرجلیلی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت سامان آوران توسعه

برگرفته از کتاب: Knowledge Productivity in the Public Sector