گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کنندهبهترین خدمات جوملا.

مشاوره، آموزش و پژوهش در حوزه مدیریت، مهندسی و سیستم ها

بروشور معرفی و چکیده سوابق کاتالوگ سامان آوران توسعه

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

نظام اداری در بیشتر جوامع و به صورت ویژه در کشورهای در حال توسعه‌ای مانند ایران، به مثابه مصداقی از نا بهره‌وری و حتی مانع اصلی بهره‌وری بخش خصوصی معرفی شده است؛ به طوری که هم در گزارش‌های تخصصی و هم در گفته‌های رایج میان عامه مردم، به انواع رفتارهای نا بهره‌ورانه متهم می‌شود. شاید بتوان بارزترین جلوه از این برداشت عمومی را بتوان در برآوردهایی مشاهده نمود که درباره پایین بودن میزان ساعات کاری مفید کارکنان دولت صورت می‌گیرد. تبلور دیگری از نا بهره‌وری نظام اداری نیز می‌توان در انواع اتلاف‌هایی سراغ گرفت که در مصرف انواع گوناگون نهاده‌ها مانند آب و برق و گاز و سوخت و ... در سازمان‌های عمومی وجود دارد و لااقل در مقایسه با بنگاه‌های بخش خصوصی، سر به فلک می کشند.
شاید بتوان مهمترین جنبه از چرایی اهمیت رفتار بهره‌ورانه در نظام اداری را به کارکرد این سیستم به مثابه تراز قضاوت در مورد نظام حکمرانی مربوط دانست. به بیان دیگر، در اولین مواجهه با این موضوع، حساسیت نظام اداری در نگاه جامعه جلب توجه می کند؛ چراکه مجموعه دستگاه‌های اداری و اجرایی کشور که به نمایندگی از حاکمیت به فعالیت مشغولند، از منظر شهروندان به شدت مورد توجه قرار دارند؛ به نحوی که جزئی‌ترین رفتار فردی، گروهی یا سازمانی اعضای این مجموعه می‌تواند منشأ حساسیت‌های اجتماعی و رسانه‌ای قرار گیرد. در واقع، صرف نظر از حجم مصرف نهاده‌هایی از قبیل آب و برق و گاز در بخش دولتی (که ممکن است در مقایسه با مصارفی مانند صنعت و کشاورزی، چندان قابل توجه نباشد)، حساسیت شدید جامعه در مورد رفتارهای نظام اداری باعث می شود که نتوان اهمیت این موضوع را مورد کم‌انگاری یا چشم‌پوشی قرار داد.
نکته مهم در این میان آن است که بهره‌وری یا نا بهره‌وری نظام اداری، محصول رفتارهای دانسته یا ناخوادآگاه مجموعه‌ای از انسان‌هاست که در قامت کارکنان یا مدیران سازمان‌های عمومی و مؤسسات دولتی ظاهر شده‌اند. نمی‌توان کتمان کرد که تصویر نازیبایی که از اتلاف‌ها و اسراف‌ها در سیستم اداری برای شهروندان ایجاد شده است، حاصل کنش‌ها و واکنش‌هایی است که در زیست بوم اداری کشور و در تعامل بین کارکنان و مدیران این مجموعه شکل گرفته‌اند. از این منظر، منابع انسانی سازمان‌های دولتی، علاوه بر انکه ارزشمندترین دارایی این نهادها به شمار می‌آیند، عاملی اهرمی محسوب می شوند که موفقیت یا ناکامی نظام اداری در پیشبرد اهداف و برنامه‌های ناظر بر بهره‌وری، مدیریت مصرف، بهینه‌سازی الگوی هزینه کرد منابع و ... را رقم می‌زنند.
بدین ترتیب پذیرفتنی به نظر می‌رسد که منابع انسانی را شاه کلید مسائل نا بهره‌وری نظام اداری کشور بدانیم و باور داشته باشیم که از طریق ارتقای بهره‌وری سرمایه انسانی در سازمان‌های دولتی قادر خواهیم بود مدیریت سایر نهاده‌ها و منابع را نیز به شیوه‌ای بهره‌ورانه و بهینه تنظیم کنیم. به عبارت بهتر، نا بهره‌وری نظام اداری در مدیریت سرمایه انسانی است که ریشه بسیاری از مسائل خرد و کلان سازمان‌های عمومی در مدیریت منابع و بهره‌برداری از ظرفیت‌ها و سرمایه‌های دیگر قلمداد می‌شود.


تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی

این روزها تقریباً همه شهروندان با پیامدهای ناخواسته ناشی از ناترازی آب و انرژی در کشور درگیر هستند و بیشتر تولیدکنندگان نیز به تبعات منفی این بحران بر جریان تولید و ارزش آفرینی دچار شده‌اند. در چنین شرایطی انتظار می‌رود که نظام اداری چه رفتاری داشته باشد؟ چه بسا که از دید بسیاری از تحلیل گران، همین نظام اداری است که عامل اصلی در بروز این وضعیت نامناسب محسوب می‌شود. با وجود این، آیا شواهدی که از نظام اداری دریافت می‌کنیم، با مقتضیات چنین بحرانی هماهنگ هستند؟ آیا نظام اداری با ما در گذراندن این شرایط همدلی می‌کند؟ آیا نشانه‌ای از همدلی نظام اداری با جامعه دریافت می‌شود؟
• وقتی شهروندان کلافه از قطع مکرر و طولانی برق، مشاهده می کنند که در ادارات دولتی، کمترین اهتمامی به رعایت الگوی مصرف وجود ندارد و در بسیاری از ساختمانهای دولتی با وجود امکان بهره گیری از نور طبیعی، در طول روز چراغ‌های پرنور و پرتعداد روشن هستند، چه برداشتی خواهند کرد؟
• آن دسته از مدیران استانی یا شهرستانی که بنا به تشخیص مافوقان خود در مرکز کشور یا استان باید با صرف هزینه‌های بسیار و پذیرش خطرات زیاد، در جلساتی شرکت کنند که معمولا نتیجه‌ای از آنها حاصل نمی‌شود، درباره نظام اداری کشور چه فکری خواهند کرد؟
• کارمندانی که با وجود ناچاری در تحمل شرایط بحرانی آب و انرژی در زندگی شخص خود، شاهد اسراف‌های رایج و اتلاف‌های شایع در سازمان‌های خود هستند، چه قضاوتی درباره نظام اداری خواهند داشت؟
اگر نظام اداری بخواهد خود را همراه و همدل با جامعه نشان دهد، لازم است که در این شرایط بحرانی، چهره‌ای متفاوت از خود به نمایش گذارد و به روشهای متنوع و متناسب، ثابت نماید که از مردم جدا نیست و در چنین موقعیتی متعهدانه تلاش می کند تا خود را با الگوی بهینه مصرف هماهنگ سازد. دست کم دو مسیر موازی و مکمل برای تحقق این هدف، پیش روی نظام اداری قرار دارد:
- الف) رفع نشانه‌های اسراف از فضاهای اداری و رفتارهای سازمانی (صرفه جویی در مصرف انرژی، نصب تجهیزات کاهنده مصرف، بازطراحی ساختمان‌ها و تأسیسات، رعایت استانداردهای تخصصی در مصرف نهاده‌ها و...)
- ب) اعلام صریح پایبندی به رعایت الگوی مصرف در قالب انتشار بیانیه‌های روشن خطاب به مردم، رسانه‌ها یا مراجعان در زمینه تبیین شرایط بحرانی موجود و اقدامات صورت گرفته در هر دستگاه برای همراهی با مردم در این وضعیت.
تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی

همواره گفته می‌شود که رشد اقتصادی از دو مسیر دست‌یافتنی است: سرمایه‌گذاری یا بهره‌وری. بر این مبنا آیا تعیین شعار سال 1404 با عنوان «سرمایه‌گذاری برای تولید»، رویکردی ضد بهره‌وری محسوب می‌شود؟
باید دانست که حتی وقتی راهبرد سرمایه‌گذاری به عنوان محور حرکت به سمت رشد اقتصادی برگزیده می‌شود، نمی‌توان بهره‌وری را رها کرد و بدون توجه به ملاحظات بهره‌ورانه برای جلب یا خلق سرمایه اقدام نمود. بهره‌مندی از رویکرد بهره‌وری حتی در جاده سرمایه گذاری هم لازم است و می تواند سرعت و دقت ما در رسیدن به مقصد را افزایش دهد. شاید بتوان ابعاد قابل تصور از جریان بهره‌وری در نهضت «سرمایه گذاری برای تولید» را بدین ترتیب پیش‌بینی نمود:
- کارایی سرمایه‌گذاری: فرایند سرمایه‌گذاری باید به شیوه‌ای کارامد طراحی و اجرا شود به طوریکه برای جذب یا خلق هر واحد از سرمایه به منابع کمتری نیاز باشد. برخی شاخص‌های کلیدی نزدیک شدن به این هدف عبارتند از:
o سرعت فرایند سرمایه‌ گذاری به گونه‌ای که از زمان تصمیم اولیه سرمایه‌گذار تا نهایی شدن این فرایند، فرصت زمانی چندانی را از وی سلب نکنیم.
o ارزانی فرایند سرمایه‌ گذاری به نحوی که سرمایه گذار مجبور نباشد برای کسب داده یا پیگیری روندهای اداری و اخذ مجوزها و ... هزینه‌های پیدا و پنهان زیادی بپردازد.
o حتی رضایت سرمایه‌گذاران (یا داوطلبان سرمایه گذاری) را هم می‌توان در فهرست شاخص‌های کارایی فرایند سرمایه‌گذاری در نظر گرفت که نشان می‌دهد چقدر فرایندهای کاری در این وادی، سخت یا سهل هستند.
- اثربخشی سرمایه گذاری: جریان سرمایه‌گذاری برای تولید باید بتواند اهدافی را محقق سازد و هرچه در برآورده ساختن این مأموریت‌ها موفق‌تر باشد، اثر بخش‌تر بوده است. تعدادی از شاخص‌های کلیدی در این عرصه را می‌توان چنین پیشنهاد کرد:
o نرخ تبدیل سرمایه گذاری به تولید نشان می‌دهد که به ازای هر واحد سرمایه‌گذاری جدید، چند واحد افزایش تولید رخ داده است.
o سهم سرمایه‌های خارجی از مجموع سرمایه گذاری‌ها نیز می‌تواند کیفیت سرمایه‌ گذاری‌های جدید را روایت کند.
o نرخ مشارکت عمومی در سرمایه گذاری‌های جدید هم معیار دیگری است که نشان می‌دهد چقدر در جلب اعتماد مردم برای ورود به صحنه سرمایه گذاری و تولید موفق بوده‌ایم.

تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی

شعار سال 1404، "سرمایه گذاری برای تولید" تعیین گردیده است. واژه تولید در سال‌های اخیر به صورت مستقیم و غیرمستقیم در نامگذاری شعار سال مدنظر بوده است.
با نگاهی به شعارهای تعیین شده در 15 سال اخیر، مشخص می‌شود که این واژه در شعار 9 سال به صورت مستقیم (در 1391 «تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی»، 1396 «اقتصاد مقاومتی، تولید و اشتغال»، 1398 «رونق تولید»، 1399 «جهش تولید»، 1400 «تولید، پشتیبانی‌ها، مانع زدایی‌ها»، 1401«تولید، دانش بنیان، اشتغال آفرین»، 1402«مهار تورم، رشد تولید»، 1403 «جهش تولید با مشارکت مردم» و 1404 «سرمایه گذاری برای تولید» ) و در برخی سال‌ها نیز به صورت غیرمستقیم مدنظر قرار گرفته است (مثلا در سال 1390: جهاد اقتصادی).
به نظر می‌رسد که متغیر اصلی که در شعار سال جدید به آن تاکید شده است، واژه "سرمایه‌گذاری" است. در ادامه مطلب به این واژه بیشتر توجه کنیم.
موضوع سرمایه برای تولید، یک موضوع بسیار حیاتی است. سرمایه‌گذاری هم در ایجاد یک واحد تولیدی، هم در توسعه واحدهای موجود و هم به عنوان سرمایه در گردش موضوعیت دارد. در حال حاضر مسیرهای تأمین سرمایه برای تولید را می‌توان عمدتا در بندهای زیر برشمرد:
- تأمین از محل آورده سرمایه‌گذاران
- تأمین از محل ردیف‌های حمایتی قانون بودجه سالیانه
- تأمین از محل سرمایه‌های خرد مردمی
- تأمین از محل بازار سرمایه (پذیرش شرکت‌ها در بازار سرمایه و یا ابزارهایی نظیر گواهی سپرده خاص)
- تأمین از محل نظام بانکی و یا سایر نهادهای تامین مالی
- تأمین مالی خارجی
- تأمین مالی از محل سود طرح های فعال

متأسفانه در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری و تامین مالی در تولید با چالش‌های جدی روبرو بوده که این چالش‌ها باعث ایجاد لطمات بعضا جدی به این حوزه مهم اقتصادی شده است. از جمله مهمترین این چالش‌ها می‌توان به موارد زیر اشاه نمود:
- مشکلات سیاسی و دشواری بسیار در مبادلات مالی برای تامین ماشین‌آلات و تجهیزات و مواد اولیه و قطعات
- کاهش ارزش پول و سخت‌تر شدن ایجاد سرمایه برای تولید
- نابسامانی اقتصادی و بالا رفتن ریسک‌های تولید
- بالارفتن هزینه تأمین سرمایه به دلیل کاهش منابع و ایجاد فضای رانتی در فضای رسمی و غیررسمی تامین مالی
- ایجاد بازارهای جایگزین برای رسوب پول از قبیل بازار طلا و ارز
- کاهش توان دولت در تامین سرمایه از محل ردیف های مرسوم در سال‌های گذشته (مثل تبصره 18 قانون بودجه)

به نظر می‌رسد که حل این چالش‌ها که در واقع به نوعی ریشه‌های ایجاد مشکل در سرمایه گذاری تولیدی است، کلید تحقق این شعار برای سال جدید باشد که البته باید توجه داشت که حل این ریشه‌ها بسیار دشوار ولی در قالب یک برنامه مدون قابل انجام است. از جمله اقداماتی که می‌بایست مدنظر قرار گیرد، می‌توان به موارد زیر اشاره نمود:
- بازطراحی فرایند سرمایه گذاری به خصوص در بخش تامین مالی رسمی با در نظر گرفتن محدودیت‌های موجود
- ایجاد مانع در مسیر هدایت جریان سرمایه‌گذاری به سمت حوزه‌های غیرمولد مثل ارز و طلا
- ایجاد مشوق معنی‌دار برای هدایت سرمایه‌های خرد مردمی به سمت تامین مالی تولید
- ایجاد مکانیزم‌های شفاف برای اطمینان از هزینه کرد صحیح پول وارد شده به عنوان سرمایه تولید توسط سرمایه‌گذاران با توجه به محدودیت‌هایی که برای ایجاد شفافیت وجود دارد.

مؤلف: عباس زارع بنادکوکی- مشاور سیستم‌های مدیریتی و توسعه کسب و کار

 

1404

با آنکه هیچ تردیدی درباره ضرورت حرکت بنگاهها، استان‌ها و نظام‌های حکمرانی کشور به سوی بهره‌وری وجود ندارد، اما درباره چگونگی این حرکت و ابزارها یا الزامات آن توافق کاملی میان متخصصان و متفکران وجود ندارد. در این میانه، آن‌چه بدیهی به نظر می رسد آن است که نباید انتظار داشت رشد بهره‌وری به صورت اتفاقی رخ بدهد؛ بلکه لازم است برای تحقق آن برنامه‌ریزی آگاهانه و هوشمندانه صورت پذیرد. ره‌نگاشت (نقشۀ راه) از جمله ابزارهای رایج در نظام برنامه‌ریزی است که اغلب با رویکرد آینده‌نگاری استفاده می‌شود و مصادیق متعددی از کاربرد آن در دنیای سازمان و مدیریت مشاهده می‌شود، اما شواهدی زیادی از تبلور آن در فضای بهره‌وری کشور دیده نمی¬شود.
هدف از ره نگاری (تدوین ره‌نگاشت)، پیش بینی مسیر پیشرفت سازمان یا جامعه در راستای رسیدن به اهداف است؛ به صورتی که بتوان فعالیت‌های ضروری در این راه را در چارچوب افق زمانی مشخص معرفی نمود. این ابزار برنامه‌ریزی، روشی برای توصیف آینده و تبیین مسیر تحقق آن با زبان ساده است که هرچند در شکل‌ها و قالب‌های متنوع ارائه می‌شود، ولی هدف همه آنها پاسخگویی به این پرسش‌های سه‌گانه است که «اکنون کجاییم؟»؛ «به کجا باید برویم؟» و «چگونه می‌توانیم به آن جا برسیم؟». به بیان دیگر، نقشۀ راه (ره‌نگاشت) شرایط آینده را توصیف می‌کند؛ اهدافی که باید در آن شرایط محقق شوند را روشن می‌سازد؛ و برنامه‌هایی که براي دستیابی به آن اهداف در طول زمان، مورد نیاز هستند را نیز اعلام می‌دارد. از جمله مزایای ترسیم ره‌نگاشت در مقایسه با دیگر روش‌های برنامه‌ریزی می‌توان به این موارد اشاره کرد: کمک به نظام تصمیم‌گیری به دلیل زمان‌دار بودن؛ ایجاد اجماع میان ذینفعان به دلیل تبعیت از فرایند مشارکتی؛ برخورداری از انعطاف به دلیل پوشش پویایی¬های روابط میان متغیرها؛ ساده¬بودن درک آن به دلیل برخورداری از ساختار تصویری.
از نظر تاریخی، پیشینه ره‌نگاری به دهه 1960 میلادی در صنایع دفاعی و خودروسازی آمریکا برمی‌گردد؛ هرچند امروزه در اکثر مناطق دنیا و در بیشتر موضوعات علمی از این ابزار کمک گرفته می‌شود و حتی سازمان‌های بین‌المللی هم به ترسیم ره‌نگاشت در عرصه‌های مختلف روی آورده‌اند. با وجود این، مرور اولیه سوابق پژوهشی بهره‌وری نشان می‌دهد که علی رغم رواج نسبی کاربست ابزار ره‌نگاشت در دنیای مدیریت، مطالعات پرتعدادی در زمینه استفاده از این ابزار در فضای بهره‌وری صورت نگرفته است. نکته مهم دیگر آن است که همین پژوهش‌های کم تعداد نیز به سطح بنگاه محدود شده‌اند و کمتر پژوهشی درباره استفاده از ره‌نگاشت در برنامه‌ریزی منطقه‌ای (ملی یا استانی) بهره‌وری انجام شده است.
شاید بتوان به مسئولان بهره‌وری در سطوح ملی (به ویژه سازمان ملی بهره‌وری ایران) و لایه استانی (مخصوصاً سازمان‌های استانی مدیریت و برنامه ریزی) پیشنهاد کرد که در تنظیم حرکت جدید بهره¬وری که با ابلاغ برنامه هفتم پیشرفت در کشور آغاز شده است، استفاده از رویکرد کارامد ره‌نگاری نیز در کنار سایر روش‌ها مورد تجربه‌گری قرار گیرد؛ باشد که از این ابزار آینده‌پژوهی بتوان در شفاف‌سازی مسیر پیش روی کشور درعزیمت به افق‌های جدید در بهره‌وری کمک گرفت.

تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی

بنا به ادعای پژوهشگران، سابقه توجه به مفهوم بهره‌وری را می‌توان به اندازه تاریخ علم اقتصاد و چه بسا تمدن بشری تصور نمود؛ چراکه بهره‌وری راه حل راهبردی برای مسئله بنیادین علم اقتصاد است که در قالب عبارت چگونگی تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود بیان می‌شود. در واقع، بهره‌وری را باید در فهرست قدیمی‌ترین معیارهای پیشرفت اقتصادی به شمار آورد که نشان می‌دهد هر جامعه یا بنگاه با استفاده از منابع محدود موجود، چه مقدار ثروت ایجاد کرده است.
چنانکه می‌دانیم در نگاه سنتی، بهره‌وری نیروی انسانی (معمولاً کارگران یدی) از طریق تقسیم خروجی‌های تولید شده به ورودی‌های استفاده شده قابل محاسبه است. در طول قرن بیستم، چنین رویکردی در پرتو مکتب فکری مدیریت علمی و نظریات علمی متداول در این دیدمان مورد حمایت قرار می گرفت، اما در عصر جدید و با شکل‌گیری مفاهیمی مانند اقتصاد دانش‌بنیان، اقتصاد دیجیتال و اقتصاد اشتراکی، چالشی جدید در محاسبه شاخص‌های بهره‌وری حاصل شده است که به چگونگی فعالیت شبکه‌های کاری میان دانش‌کاران و فناوران ارتباط دارد تا بتوان از نوآوری‌های آنان در زمان مناسب بهره برد و عملکرد سازمان‌های دانش‌ پایه را بهبود بخشید.
در واقع، ماهیت در حال تغییر کسب‌ و کارها در نظام‌های اقتصادی نوین باعث شده است که تجدیدنظر در رویکردهای تحلیلی نسبت به پدیده بهره‌وری لازم به نظر آید؛ چرا که نگرش سنتی به این مفهوم با چنین شرایط جدیدی تناسب ندارد. برخی چالش‌های پدیدآمده در مواجهه با پدیده بهره‌وری در این شرایط جدید به قرار زیر است:
- بهره‌وری افرادی که به صورت شبکه‌ای فعالیت می‌کنند و حتی از چارچوب مرزهای منعطف سازمان هم فراتر رفته‌اند، چگونه قابل محاسبه است؟ ورودی‌هایی که این افراد از محیط خارج (بدون مداخله سازمان متبوع) دریافت کرده‌اند را چگونه باید احصا و محاسبه نمود؟
- کدام الگو برای برآورد حجم و ارزش خروجی‌های دانش‌کاران، داده‌ورزان و فناوران سازمانی مناسب است؟ با چه سازوکارهایی می‌توان حاصل تلاش‌های نوآورانه آنان را به صورت فردی یا جمعی ارزش‌گذاری کرد؟
- آیا مدلی برای تخمین دستاوردها، اثرات و حتی خروجی‌های اولیه‌ای وجود دارد که توسط این نیروهای انسانی متفاوت ایجاد می‌شوند؟ برای اندازه‌گیری این نتایج سازمانی به چه میزان زمان و داده نیاز است؟
- حتی در صورت امکان محاسبه ارزش ورودی‌ها و خروجی‌های این کارکنان نوپدید، آیا مقایسه چنین نسبتی در گذر زمان یا میان افراد مختلف سازمان (به ویژه میان کارکنان دانشی و سنتی) منصفانه و منطقی است؟
- ...
به نظر می‌رسد لازم باشد اقتضائات فضای جدید کسب‌ و کار در تعریف بهره‌وری لحاظ شود و به تبع آن می توان انتظار داشت که سیاست‌ها، برنامه‌ها و پروژه‌های بهبود بهره‌وری نیز در همین چارچوب جدید مورد بازاندیشی و بازطراحی قرار گیرند. شاید پایه‌های واژه‌شناختی این تعریف یا تعاریف جدید را باید در اصطلاحاتی مانند «شبکه‌سازی»، «همگرایی»، «هم‌افزایی»، «هم‌آفرینی»، «شایستگی‌های مشترک»، «استخر منابع»، «ارزش‌های گروهی»، «نوآوری باز» و... جستجو کرد.
شما چه تعریف جدیدی را برای اصطلاح قدیمی بهره‌وری پیشنهاد می‌کنید؟

تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی