بنا به ادعای پژوهشگران، سابقه توجه به مفهوم بهرهوری را میتوان به اندازه تاریخ علم اقتصاد و چه بسا تمدن بشری تصور نمود؛ چراکه بهرهوری راه حل راهبردی برای مسئله بنیادین علم اقتصاد است که در قالب عبارت چگونگی تخصیص منابع محدود به نیازهای نامحدود بیان میشود. در واقع، بهرهوری را باید در فهرست قدیمیترین معیارهای پیشرفت اقتصادی به شمار آورد که نشان میدهد هر جامعه یا بنگاه با استفاده از منابع محدود موجود، چه مقدار ثروت ایجاد کرده است.
چنانکه میدانیم در نگاه سنتی، بهرهوری نیروی انسانی (معمولاً کارگران یدی) از طریق تقسیم خروجیهای تولید شده به ورودیهای استفاده شده قابل محاسبه است. در طول قرن بیستم، چنین رویکردی در پرتو مکتب فکری مدیریت علمی و نظریات علمی متداول در این دیدمان مورد حمایت قرار می گرفت، اما در عصر جدید و با شکلگیری مفاهیمی مانند اقتصاد دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال و اقتصاد اشتراکی، چالشی جدید در محاسبه شاخصهای بهرهوری حاصل شده است که به چگونگی فعالیت شبکههای کاری میان دانشکاران و فناوران ارتباط دارد تا بتوان از نوآوریهای آنان در زمان مناسب بهره برد و عملکرد سازمانهای دانش پایه را بهبود بخشید.
در واقع، ماهیت در حال تغییر کسب و کارها در نظامهای اقتصادی نوین باعث شده است که تجدیدنظر در رویکردهای تحلیلی نسبت به پدیده بهرهوری لازم به نظر آید؛ چرا که نگرش سنتی به این مفهوم با چنین شرایط جدیدی تناسب ندارد. برخی چالشهای پدیدآمده در مواجهه با پدیده بهرهوری در این شرایط جدید به قرار زیر است:
- بهرهوری افرادی که به صورت شبکهای فعالیت میکنند و حتی از چارچوب مرزهای منعطف سازمان هم فراتر رفتهاند، چگونه قابل محاسبه است؟ ورودیهایی که این افراد از محیط خارج (بدون مداخله سازمان متبوع) دریافت کردهاند را چگونه باید احصا و محاسبه نمود؟
- کدام الگو برای برآورد حجم و ارزش خروجیهای دانشکاران، دادهورزان و فناوران سازمانی مناسب است؟ با چه سازوکارهایی میتوان حاصل تلاشهای نوآورانه آنان را به صورت فردی یا جمعی ارزشگذاری کرد؟
- آیا مدلی برای تخمین دستاوردها، اثرات و حتی خروجیهای اولیهای وجود دارد که توسط این نیروهای انسانی متفاوت ایجاد میشوند؟ برای اندازهگیری این نتایج سازمانی به چه میزان زمان و داده نیاز است؟
- حتی در صورت امکان محاسبه ارزش ورودیها و خروجیهای این کارکنان نوپدید، آیا مقایسه چنین نسبتی در گذر زمان یا میان افراد مختلف سازمان (به ویژه میان کارکنان دانشی و سنتی) منصفانه و منطقی است؟
- ...
به نظر میرسد لازم باشد اقتضائات فضای جدید کسب و کار در تعریف بهرهوری لحاظ شود و به تبع آن می توان انتظار داشت که سیاستها، برنامهها و پروژههای بهبود بهرهوری نیز در همین چارچوب جدید مورد بازاندیشی و بازطراحی قرار گیرند. شاید پایههای واژهشناختی این تعریف یا تعاریف جدید را باید در اصطلاحاتی مانند «شبکهسازی»، «همگرایی»، «همافزایی»، «همآفرینی»، «شایستگیهای مشترک»، «استخر منابع»، «ارزشهای گروهی»، «نوآوری باز» و... جستجو کرد.
شما چه تعریف جدیدی را برای اصطلاح قدیمی بهرهوری پیشنهاد میکنید؟
تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی
