همواره گفته میشود که رشد اقتصادی از دو مسیر دستیافتنی است: سرمایهگذاری یا بهرهوری. بر این مبنا آیا تعیین شعار سال 1404 با عنوان «سرمایهگذاری برای تولید»، رویکردی ضد بهرهوری محسوب میشود؟
باید دانست که حتی وقتی راهبرد سرمایهگذاری به عنوان محور حرکت به سمت رشد اقتصادی برگزیده میشود، نمیتوان بهرهوری را رها کرد و بدون توجه به ملاحظات بهرهورانه برای جلب یا خلق سرمایه اقدام نمود. بهرهمندی از رویکرد بهرهوری حتی در جاده سرمایه گذاری هم لازم است و می تواند سرعت و دقت ما در رسیدن به مقصد را افزایش دهد. شاید بتوان ابعاد قابل تصور از جریان بهرهوری در نهضت «سرمایه گذاری برای تولید» را بدین ترتیب پیشبینی نمود:
- کارایی سرمایهگذاری: فرایند سرمایهگذاری باید به شیوهای کارامد طراحی و اجرا شود به طوریکه برای جذب یا خلق هر واحد از سرمایه به منابع کمتری نیاز باشد. برخی شاخصهای کلیدی نزدیک شدن به این هدف عبارتند از:
o سرعت فرایند سرمایه گذاری به گونهای که از زمان تصمیم اولیه سرمایهگذار تا نهایی شدن این فرایند، فرصت زمانی چندانی را از وی سلب نکنیم.
o ارزانی فرایند سرمایه گذاری به نحوی که سرمایه گذار مجبور نباشد برای کسب داده یا پیگیری روندهای اداری و اخذ مجوزها و ... هزینههای پیدا و پنهان زیادی بپردازد.
o حتی رضایت سرمایهگذاران (یا داوطلبان سرمایه گذاری) را هم میتوان در فهرست شاخصهای کارایی فرایند سرمایهگذاری در نظر گرفت که نشان میدهد چقدر فرایندهای کاری در این وادی، سخت یا سهل هستند.
- اثربخشی سرمایه گذاری: جریان سرمایهگذاری برای تولید باید بتواند اهدافی را محقق سازد و هرچه در برآورده ساختن این مأموریتها موفقتر باشد، اثر بخشتر بوده است. تعدادی از شاخصهای کلیدی در این عرصه را میتوان چنین پیشنهاد کرد:
o نرخ تبدیل سرمایه گذاری به تولید نشان میدهد که به ازای هر واحد سرمایهگذاری جدید، چند واحد افزایش تولید رخ داده است.
o سهم سرمایههای خارجی از مجموع سرمایه گذاریها نیز میتواند کیفیت سرمایه گذاریهای جدید را روایت کند.
o نرخ مشارکت عمومی در سرمایه گذاریهای جدید هم معیار دیگری است که نشان میدهد چقدر در جلب اعتماد مردم برای ورود به صحنه سرمایه گذاری و تولید موفق بودهایم.
تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی
