از جمله راهبردهایی که برای برونرفت از چالش نابهرهوری پیشنهاد شده، بهرهگیری از ظرفیتهای نوآورانهای است که به مدد پیشرفتهای فناورانه حاصل آمدهاند. به بیان دیگر، آنچه میتواند معمای بهرهوری را به روشی قابل درک حل کند، جریان نوآوری است که پیوند میان پیشرفتهای فناورانه با جریان ارتقای بهرهوری را تثبیت میکند. پژوهشهای متعدد ثابت کرده اند که نظام نوآوری میتواند به صورت مستقیم، هم بهره وری و هم دیگر متغیرهای اقتصادی را در سطوح بنگاه و جامعه تحت تأثیر مثبت و پایدار قرار دهد. بر این اساس می توان انتظار داشت که عامل نوآوری قادر باشد چالش رکود روند رشد بهرهوری را برطرف سازد و جریان رشد شاخصهای ناظر بر بهرهوری را تسریع کند و از این طریق، مفهوم نوپدید «نوآوری بهرهورانه»، در قامت عامل محوری برای ارتقای کیفیت زندگی بشر ظاهر شود.
گفته میشود که نوآوری کارامدترین راهبردی است که می تواند پاسخگویی سازمان به نیازهای در حال تحول محیط و ذینفعان را تضمین کند؛ به طوریکه تنها شرکتهایی امکان ادامه حیات را خواهند داشت که بتوانند از اهرم نوآوری به عنوان موتور محرک بهرهوری به شایستگی استفاده کنند. چنین رویکردی بسیاری از شرکتهای پیشتاز در دنیای رقابت های امروز را بر آن داشته است که نوآوری را محور تمایز خود در جریان ارتقای بهرهوری قرار دهند. یافته های تحقیقاتی معتبر نیز از این ایده پشتیبانی می کنند که نوآوری می تواند چالش بهرهوری را مرتفع سازد. به استناد گزارشهای پژوهشی متعدد، جریان نوآوری سازمانی به ویژه از طریق ارتقای عملکرد صادراتی، کاهش شکاف فناوری، کاهش هزینهها، افزایش خلاقیت کارکنان، بهکرد عملکرد زیستمحیطی، ایجاد تحولات ساختاری مثبت، آمادهسازی منابع انسانی و ایجاد زمینه یادگیری مستمر باعث تسهیل روند ارتقای بهرهوری خواهد شد.
تألیف: دکتر هدایت کارگر شورکی
