در راستای آشنایی با بهره وری دانش در بخش دولتی، در بخش اول، با ذکر موارد تأثیر بهره وری دانش بر عملکردهای مختلف در بخش دولتی، در خصوص چرایی و اهمیت پرداختن به این موضوع مطالبی ارائه شد. در این مطلب سعی می گردد به بیان مطالبی راجع به چند مورد از مفاهیم اصلی این مبحث یعنی کارکنان دانش و کار دانشی پرداخته شود.
در سال هاي اخير سازمان ها و شركت هاي مختلف پيوستن به روند دانش را آغاز نموده اند. دراكر(Drucker) انديشمند برجسته مديريت، معتقد است كه كليد موفقيت هاي سازماني دانش است، زيرا ارزش از طريق نوآوري و توليد ايجاد مي شود و هر دو در گرو به كارگيري دانش است. به بيان ديگر، انسان مجهز به دانش، كليد تعيين كننده اثربخشي سازمان ها محسوب مي شود. از دیدگاه وی، بهره وري دانش و دانشگران بزرگترین چالش سازمانهاي قرن بیست و یکم هستند. او بهره وري دانش را به عنوان یک شایستگی سازمانی تفسیر می کند که هدف آن توسعه فرایند تولید مبتنی بر دانش است. علاوه بر این، او اهمیت فزاینده دانش به عنوان یک منبع تولید را مورد توجه قرار داد که با تجدید نظر در مفهوم بهره وري دنبال شده است.
از دیدگاه دراکر، بهره وري دانش در ارتباط با مفهوم کار دانشی و دانشگران (کارکنان دانش) تعریف می شود. در ادامه این مفاهیم بیشتر مورد بررسی قرار می گیرد.
تعریف کارکنان دانش و کار دانشی
از زمان انتشار کتاب دراکر، چندین محقق به بحث در مورد تعریف بهره وری کار دانشی پرداخته اند. تعاریف ارائه شده عبارتند از:
1- کارکنان دانش (دانشگران) اغلب از سطح تحصیلات و تخصص بالایی برخوردارند و کار آنها در درجه اول شامل ایجاد، توزیع و به کارگیری دانش است. تحصیلات، تخصص و ماهیت کار تعیین می کند که آیا یک فرد به عنوان کارمند دانش طبقه بندی می شود یا خیر. همانطور که رامیرز و نمبهارد (Ramírez and Nembhard) بیان کردند، کارکنان دانش، دانش (در مقابل مواد) را از شکلی به شکل دیگر تبدیل می کنند. بنابراین، کار دانشی در درجه اول نامشهود است.
2- محققین از جمله رامیرز و نمبهارد بیان می کنند که کار دانشی و کار دستی یک دوگانگی نیست، بلکه دو قطب یک طیف هستند. در حالی که کارکنان دانش اغلب در تضاد با کارگران یدی تعریف می شوند، دوگانگی بین آنها چندان معنی دار نیست. هر شغلی به سطحی از دانش نیاز دارد و کارگران به ندرت کارهای معمولی را انجام می دهند که از دانش و تخصص (هرچند به مقدار کم) استفاده نشود. این دیدگاه هنگام شناسایی کارکنان دانش و روش های بهبود بهره وری آنها مهم است.
3- فناوران گروه مهمی از کارکنان دانش را تشکیل می دهند. دراکر فناوران را کسانی تعریف میکند که به طور همزمان هم کار دانشی و هم کار دستی را انجام میدهند. تکنسین های آزمایشگاهی؛ تکنسین های توانبخشی؛ مکانیک خودرو و جراحان نمونه ای از فناوران هستند. همانطور که دراکر توضیح می دهد، جراحی دارای بسیاری از ویژگی های کار دستی است، مانند روش های تکراری که نیاز به یکنواختی، سرعت و دقت دارد. با این حال قضاوت در حین جراحی مستلزم دانش ضمنی است و این کاربرد دانش در بالاترین سطح است. دراکر در ادامه اظهار می کند که هیچ کشوری نمی تواند در دانش یا کارگران یدی برتری واقعی نسبت به کشور دیگر داشته باشد. با این حال، کشورهای توسعه یافته در فناوران خود دارای مزایایی هستند.
توجه به فنآوران تأثیر عمیقی بر بهرهوری کارکنان دانش دارد. فنآوران در بخش عمومی را میتوان به طور کلی شامل برنامهریزان، سیاستگذاران، مربیان و کارکنان خدمات عمومی تعریف نمود. بهره وری آنها تأثیر زیادی بر کیفیت زندگی عمومی دارد. افزایش بهرهوری فنآوران مستلزم بهبود در هر دو جنبه کارشان است، مانند استانداردسازی فرآیندهای دستی (اصول تیلور برای کارهای دستی) و افزایش استقلال کارکنان (اصل کار دانشی دراکر).
در مطلب بعدی در مورد تعاریف مختلف بهره وری کارکنان دانشی و همچنین معرفی شش عنصر آن از دیدگاه دراکر، مطالبی ارائه می گردد.
ترجمه و گردآوری: رضیه میرجلیلی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت سامان آوران توسعه
برگرفته از کتاب: Knowledge Productivity in the Public Sector
