در راستای آشنایی با بهره وری دانش در بخش دولتی، در بخش اول، با ذکر موارد تأثیر بهره وری دانش بر عملکردهای مختلف در بخش دولتی، در خصوص چرایی و اهمیت پرداختن به این موضوع، مطالبی ارائه شد. در بخش دوم، مطالبی راجع به مفاهیم کارکنان دانش و کار دانشی ذکر گردید. بخش سوم به ارائه مطالبی در خصوص بهره وری کارکنان دانشی و همچنین معرفی شش عنصر آن از دیدگاه دراکر، اختصاص یافت. پاسخ به سوال "آیا بهره وری دانش قابل اندازه گیری است؟" موضوع بخش چهارم این سلسله مطالب بود.در این بخش در خصوص تعریف بهره وری دانش، تفاوت های آن با بهره وری کارکنان دانشی، و در انتها در مورد توانمندسازهای دانش- بهره وری مطالبی ارائه خواهد شد.
علیرغم وجود حجم زیادی از ادبیات در مورد مدیریت دانش، بهره وری این حوزه به عنوان یک مفهوم مبهم برای دانشگاهیان و متخصصان باقی مانده است. از زمان کار مهم دراکر (Drucker) در مورد بهره وری کارکنان دانش، پیشرفت کمی در مورد چگونگی تبدیل بهره وری کارکنان دانش به بهره وری دانش در سطوح تیمی و سازمانی صورت گرفته است. در این زمینه مدل های مفهومی تعریف شده، در مرحله نوپایی هستند و مطالعات تجربی وجود ندارد. محققان همچنین معتقدند که هیچ مدلی برای بهره وری دانش وجود ندارد. همانطور که وانگ و نک (Wong and Neck) بیان کردند: «هیچ مدل تخصصی برای سازمانهای مبتنی بر دانش وجود ندارد... که آنها را قادر نماید فرآیندهای کاری خود را با شش عامل اصلی دراکر که بهرهوری کارکنان دانش را تعیین میکنند ادغام کنند».
تعریف بهره وری دانش
مشابه بهره وری کارکنان دانشی، بهره وری دانش مفهومی پیچیده است. در این مورد رویکرد سنتی به بهرهوری، که نسبت خروجی (output) به ورودی (input) را اندازهگیری میکند، به خوبی پاسخگو نمی باشد، زیرا هم ورودی و هم خروجی در این مورد اساساً نامشهود هستند. در عوض، محققان به بهرهوری دانش به عنوان تبدیل دانش به ارزشها نگاه میکنند. هریسون و کسلز (Harrison and Kessels) بهرهوری دانش را اینگونه تعریف میکنند: «... راهی که افراد، تیمها و واحدها در سراسر یک سازمان به پیشرفتها و نوآوریهای مبتنی بر دانش دست مییابند».
در مطالعهای جدیدتر در مورد این موضوع، هوانگ و وو (Huang and Wu) بهرهوری دانش را به عنوان قابلیتی تعریف میکنند که توسط آن افراد، تیمها و واحدها در سراسر یک سازمان به پیشرفتها، بهرهبرداری و نوآوریهای مبتنی بر دانش دست مییابند. نویسندگان در ادامه, بهبود، بهره برداری و نوآوری را به شرح زیر توضیح دادند:
• بهبود: توانایی بهبود هر محصول یا خدمت تا حد تبدیل به محصول/ خدمتی متفاوت در مدت دو یا سه سال.
• بهره برداری: توانایی استفاده از دانش موجود برای توسعه محصولات، فرآیندها و خدمات جدید و متفاوت.
• نوآوری: شناسایی و استفاده از فرصت ها برای ایجاد محصولات/خدمات جدید یا شیوه های کاری.
بهره وری دانش از چندین جنبه با بهره وری کارکنان دانشی متفاوت است. اولاً، بهرهوری کارکنان دانش در سطح فردی و بهرهوری دانش در سطوح تیمی و سازمانی وجود دارد. بهره وری دانش، در حالی که فرد را در مرکز قرار می دهد، مجموع بهره وری فردی کارکنان دانشی نیست. تبدیل بهره وری فردی به بهره وری سازمانی مستلزم تنظیمات و مقدمات سازمانی مناسب است. ثانیاً، بهرهوری کارکنان دانش تا حد زیادی به شایستگیهای فردی بستگی دارد و شرایط سازمانی نقشهای حمایتی را ایفا میکند. از سوی دیگر بهرهوری دانش تا حد زیادی به شرایط سازمانی از جمله استراتژیها، سیستمها، فرآیندها، ابزارها و فرهنگ بستگی دارد. به این دلایل، منطقی است که پیشنهاد شود بهره وری کارکنان دانشی پیش شرط بهره وری دانش قرار گیرد.
توانمندسازهای دانش- بهره وری
ادبیات کنونی در مورد روش های ارتقای بهره وری دانش سکوت کرده است. استام (Stam) بیان می کند که بهره وری دانش نیازمند یک محیط یادگیری خوب است. هوانگ و وو (Huang and Wu) مدلی را توسعه دادند که سرمایه فکری را با بهره وری دانش مرتبط می کند و این مدل را با نمونه ای از شرکت های بیوتکنولوژی تایوان آزمایش کردند. سه عامل خاص سرمایه فکری عبارتند از:
1. سرمایه انسانی: دانش، مهارت ها و توانایی هایی که در درون افراد وجود دارد و توسط افراد مورد استفاده قرار می گیرد.
2. سرمایه سازمانی: دانش نهادینه شده و تجربه مدون موجود در شرکت ها که از طریق پایگاه های داده، پتنت ها، راهنماها، ساختارها، سیستم ها و فرآیندها استفاده می شود و
3. سرمایه اجتماعی: دانشی که در درون، از طریق تعاملات بین افراد و شبکههای روابط متقابل آنها در دسترس است و از آن استفاده میشود.

پالوالین و همکاران (Palvalin et al.) او ادعا کردند که استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان یک ابزار، سرمایه سازمانی بهره وری دانش را از طرق مختلف افزایش می دهد. به عنوان مثال، ICT دسترسی بهتر به اطلاعات، اطلاعات به موقع، به اشتراک گذاری بهتر دانش و غیره را تسهیل می کند.
ترجمه و تالیف: رضیه میرجلیلی؛ کارشناس توسعه سازمانی شرکت سامان آوران توسعه
برگرفته از کتاب: Knowledge Productivity in the Public Sector
