(به بهانه روز معلم)
دوازدهم اردیبهشت هر سال که روزی برای گرامیداشت مقام معلم و پاسداشت شأن استاد محسوب میشود، از سوی دیگر، فرصتی مغتنم است تا نگاهی عمیقتر به یکی از حیاتیترین مسائل نظام آموزشی در کشورمان بیندازیم: «بهرهوری». سوال اصلی نوشتار حاضر آن است که چگونه میتوانیم اطمینان حاصل کنیم که در نظامهای آموزشی (شامل آموزش عمومی یا آموزش عالی) منابع ارزشمندی مانند زمان، بودجه، نیروی انسانی و... به بهترین شکل ممکن صرف اهداف واقعی شده و در نهایت، توسعه پایدار و همه جانبه جامعه را رقم خواهند زد؟
کلاس مجازی یا سنتی؛ کدام بهرهورتر است؟
یکی از بحثهای داغ این روزها، مقایسهی بهرهوری آموزش مجازی با روش سنتی است. با تجربهی گستردهی آموزش آنلاین در دوران همهگیری کرونا و بحرانهایی مانند جنگ، انتقادات قابل توجهی نسبت به کیفیت و اثربخشی این روشها مطرح شده است. آیا کلاسهای مجازی توانستهاند همانند کلاسهای حضوری، دانش و مهارت را به طور مؤثر منتقل کنند؟ آیا تعاملات مجازی، جایگزین مناسبی برای پویایی کلاس درس سنتی بودهاند؟
این چالشها ما را به سمت بازنگری در مدلهای آموزشی سوق میدهد. شاید زمان آن رسیده که از خود بپرسیم، آیا تعریف ما از «آموزش» و «بهرهوری در آموزش» نیاز به بازنگری اساسی ندارد؟
بازتعریف کارکرد نظام آموزشی از «یاددهی» به «اعتباربخشی»
ایدهای که با رویکرد بهره وری قابل طرح و بررسی به نظر می رسد، ارائه رویکردی متفاوت به مأموریت و کارکرد نظام آموزشی را شامل می شود. در این ایده تلاش بر آن است که بازطراحی کارکرد نظام آموزش عمومی یا آموزش عالی به نحوی صورت پذیرد که با عبور از نقش «یاددهی» به مسئولیت «اعتباربخشی» دست یابیم. در این مدل:
- نظام آموزشی نقش داور و تأییدکننده را ایفا میکند؛ به طوری که وظیفهی اصلی آن، طراحی و اجرای روشهای مطمئن و دقیق برای سنجش صلاحیت علمی و مهارتی افراد داوطلب است.
- فرایند یادگیری به خود فراگیران محول می شود تا با بهره گیری از ظرفیت سایر بازگیران زیست بوم آموزش (از قبیل موسسات آموزشی خصوصی، پلتفرمهای مجازی، هوش مصنوعی و سایر منابع نوین) به یادگیری بپردازند. بدین ترتیب، فراگیران طبق تشخیص خودشان و با استفاده از این منابع متنوع، دانش و مهارت لازم را کسب میکنند.
- نقش نظام آموزشی، تأیید صلاحیت از طریق آزمون و صدور مدرک یا گواهینامه است. این گواهینامه به منزله تأییدی بر این گزاره است که فرد به سطح علمی و مهارتی مورد انتظار دست یافته است.
- این ایده، بر پایهی یک منطق قوی بنا شده است: «کاری را که مردم میتوانند خودشان انجام دهند، نباید دولت بر عهده بگیرد».
ارتقای بهره وری آموزشی: مزیت رویکرد جدید
با اجرای این ایده و بازنگری بنیادین در مأموریت نظام آموزشی، مزایای قابل توجهی متصور است:
- افزایش چشمگیر سرعت: دانشآموزان و دانشجویان امروزی، با کمک فناوریهای نوین و منابع یادگیری در دسترس، میتوانند بسیار بهرهورانهتر و سریعتر از سیستم آموزشی سنتی، دانش و مهارت خود را به سطح مورد انتظار برسانند.
- یادگیری فردی و متناسب با استعداد: این مدل به هر فرد اجازه میدهد بر اساس سطح استعداد، علاقه و ظرفیت خود رشد کند. این یعنی شکوفایی استعدادها به شیوهای کاملاً شخصیسازی شده و بسیار بهرهورانه؛ زیرا دیگر نیازی نیست همه فراگیران به صورت یکسان در چارچوبهای مشابه و زمانبندیهای از پیش تعیینشده حرکت کنند.
- کاهش بار بودجهای و نیروی انسانی دولت: با واگذاری بخش عمدهای از فرایند آموزش به بخش خصوصی و فناوری، دولت میتواند بار سنگین بودجهای و نیروی انسانی خود را به شدت سبک کند. این منابع آزاد شده میتوانند صرف تقویت جنبههای حیاتی دیگر مانند نظارت، استانداردسازی، و حمایت از اقشار آسیبپذیر شوند.
چالشها و ملاحظات
البته باید پذیرفت که پیاده سازی این ایده نیز بدون چالش نخواهد بود. انتقال از ساختار متمرکز و دولتی به نظامی مبتنی بر اعتباربخشی و بازار آزاد آموزش، نیازمند توجه به نکات زیر است:
- طراحی دقیق و عادلانه آزمونها: اطمینان از اینکه آزمونها واقعاً صلاحیت علمی و مهارتی را به درستی میسنجند و تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار نمیگیرند.
- نظارت بر کیفیت موسسات و پلتفرمهای آموزشی: چگونه میتوان اطمینان حاصل کرد که منابع یادگیری خصوصی، کیفیت لازم را دارند و وعدههایشان را عملی میکنند؟
- دسترسی عادلانه به منابع: آیا همهی افراد، به خصوص اقشار کمدرآمد، دسترسی برابر به فناوری و موسسات آموزشی با کیفیت خواهند داشت؟
- حفظ ارزش مدارک تحصیلی: چگونه میتوان اطمینان داد که مدارک صادر شده همچنان از اعتبار لازم در بازار کار برخوردارند؟
بهره وری؛ گذرگاه ورود به آموزش نوین
ایده عبور نظام های آموزش عمومی و آموزش عالی از فرایند یاددهی و تمرکز آنها بر مأموریت اعتباربخشی، هرچند پرچالش به نظر می رسد، اما نویدبخش آیندهای است که در آن:
- سفارشی سازی آموزش و توسعه استعدادها اولویت پیدا میکند.
- انعطافپذیری و سرعت یادگیری افراد افزایش مییابد.
- منابع دولتی به شکل بهینهتری مدیریت میشود.
- و بهره وری به معنای واقعی رشد خواهد یافت.
جهش بهرهوری در نظامهای آموزش که با این راهکار، امکان پذیر به نظر میرسد، نیازمند همفکری عمیق، طراحی دقیق و اراده قوی برای رهایی از مدلهای سنتی و چارچوبهای فکری کلیشهای است.
نویسنده این مطلب آقای "دکتر هدایت کارگر شورکی" از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید پاسخگوی پرسشهای احتمالی و دریافت کننده نقدها و نظرات تکمیلی خوانندگان گرامی هستند.
