(به بهانه روز جهانی کارگر)
زمانی برای تأمل در عدالت
روز جهانی کارگر را باید فرصتی به شمار آورد که در آن به اندازه توقفی کوتاه و با هدف نگاهی عمیق به سهم کارگران از سفره بهره وری اندیشیده شود؛ فرصتی ارزشمند برای پرسیدن از جایگاه واقعی کارگران در رابطه میان کار، بهرهوری و عدالت اجتماعی. شاید بدین وسیله بتوان از این روز تاریخی برای بازآرایی مناسبات میان بازیگران زیست بوم بهره وری کشور کمک گرفت و در پرتو چنین اندیشه ای، چارچوب جدیدی برای آینده بهره وری در سازمانها و جوامع طراحی نمود.
داده های جهانی درباره رابطه میان بهرهوری و سطح دستمزد
هر سال، گزارشی در سطح جهانی از سوی «سازمان ملل متحد» ارائه می شود تا میزان تحقق اهداف توسعه هزاره (در افق زمانی سال 2030 میلادی) را شفاف سازی کند. حقیقتی که در این گزارشها مشاهده می شود و رابطه میان سطح بهره وری در کشورهای مختلف و سطح دستمزدهای نیروی کار را روش می سازد، از این قرار است: «در بسیاری از مناطق دنیا افزایش بهرهوری نیروی کار با افزایش دستمزدها همراه نبوده است. به بیان دیگر، حتی اگر میزان ارزش افزوده ناشی از هر ساعت فعالیت نیروی کار در اقتصاد کشورها بهبود یابد، تضمینی وجود ندارد که سهم نیروی کار از این دستاورد، به صورتی عادلانه پرداخت شود».
بدون کارگران، بهره وری آینده ای ندارد!
این جمله را می توان خلاصه ای از مهمترین چالشی دانست که بهره وری در فضای تولید با آن روبروست. اگر نیروی کار نتواند سهم شایسته خود را از کیک بهره وری دریافت کند، نباید به اثربخشی برنامه های آموزشی و توجیهی ارتقای بهره وری در صنعت، کشاورزی و خدمات امیدی داشت. واقعیت های تلخ اقتصادی چنین روایت می کنند که در بسیاری از کشورها، طی سالهای اخیر بهرهوری کل عوامل و بهخصوص بهرهوری نیروی کار افزایش یافته، اما حقوق واقعی (پس از تعدیل با تورم) یا ثابت مانده یا کاهش یافته است. این شکاف، باعث شکلگیری احساس ناعادلانه بودن ساختارها، کاهش انگیزه و حتی بیاعتمادی کارگران به گفتمان بهره وری شده است. وقتی کارگران که عامل اصلی تولید در جامعه هستند، به حرکت بهره وری خوش بین نباشند و نتوانند آینده خود را در این آینه به روشنی تصویرسازی کنند، چگونه می توان به شکل گیری نظام مدیریت بهره وری در گروه ها، سازمان ها و کشورها امید داشت؟
پرداخت مبتنی بر بهرهوری: راهکاری برای اعتمادسازی
باید پذیرفت که «نظام پرداخت مبتنی بر بهرهوری»، ابزاری قدرتمند برای ایجاد انگیزه در نیروی کار برای حرکت به سمت اهداف نظام مدیریت بهره وری محسوب می شود. وقتی کارگران مشاهده کنند که تلاش مضاعف، نوآوری و افزایش کیفیت عملکردشان مستقیماً منجر به پاداش مالی و مزایای قابل پیش بینی میشود، انگیزه درونی آنها برای همراهی با حرکت بهره وری سازمان و جامعه افزایش مییابد. این رویکرد، فرهنگ مسئولیتپذیری فردی و گروهی را تقویت کرده و کارکنان را به درک عمیقتری از چگونگی نقش آفرینی افراد و گروههای کوچک در مأموریت های کلان سازمانی و ملی سوق میدهد. این مدل قادر است که در زیست بوم بهره وری، تضاد میان منافع کارفرما و خواسته های کارگر را به روشی قاعده مند، مدیریت کند. بدین ترتیب می توان امیدوار بود که مهمترین چالش بهره وری در فضای تولید به شیوه ای اخلاقی و عادلانه حل شود.
نویسنده این مطلب آقای "دکتر هدایت کارگر شورکی" از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید پاسخگوی پرسشهای احتمالی و دریافت کننده نقدها و نظرات تکمیلی خوانندگان گرامی هستند.
