• samanavaranco@gmail.com

  • شماره تماس : 37265400−035

  • ساعت کاری : 7:30 الی 15:00

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

جنگ و اثرات آن بر نظام پژوهش و حل مسئله

(قسمت دوم)
طی قسمت پیشین، پدیده «نظام پژوهش و حل مسئله» مورد کالبدشناسی پدیداری قرار گرفت و تلاش شد تا با ارائه مصادیق و نمونه هایی از شرایط به وجود آمده در جنگ اخیر، جنبه هایی از اثرپذیری این پدیده از جنگ و مقتضیات آن بازنمایی شود. در آن نوشته یادآوری شد که نظام جامع پژوهش و حل مسئله دست کم از نه مؤلفه کلیدی تشکیل شده است که عبارتند از: پژوهشگر، تعاملات، روش شناسی، داده ها، بودجه، کاربست، فرایندها، اخلاق پژوهش و موضوع؛ ضمن آنکه نحوه اثرگذاری پدیده جنگ بر هرکدام از این ارکان ساختاری نیز با ذکر مثال هایی از تجربیات اخیر کشور تشریح شد.
ب) موقعیت یابی
اینک و در بخش دوم نوشتار بر آنیم تا به صورت اختصاصی بر مفهوم «موضوع پژوهش» تمرکز نموده و برجسته ترین اثرات ناشی از وقوع شرایط جنگی را بر همین مولفه از نظام پژوهش و حل مسئله معرفی کنیم. به بیان دیگر، منظور آن است که موقعیت هایی بازشناسی شوند که در آنها جنگ می تواند بر موضوع پژوهش اثرگذار باشد. از دیدگاه نویسنده مطلب حاضر، کلیدی ترین موقعیت های اثرپذیری موضوعات تحقیقاتی از پدیده جنگ را می توان بدین ترتیب برشمرد:
- هدف: جنگ می تواند به صورت بالقوه اهداف و آرمان های قابل برنامه ریزی در بخشها و بنگاه های اقتصادی و همچنین مؤسسات اجتماعی را تحت تأثیر شدید قرار دهد به طوری که بنیان های فلسفی و چشم انداز آنها را دگرگون سازد. برای نمونه، دولتها و بنگاه هایی که در شرایط عادی به دنبال گسترش بازارها، کاهش هزینه ها، روزآمدسازی سرمایه ها و اهدافی از این دست تلاش می کردند، احتمالا مجبور خواهند شد که در دوران پساجنگ برای اهداف جدیدی از قبیل زیرساخت سازی، جبران خسارت ها، ترمیم آسیب ها، بازیابی توانمندی ها، تأمین مواد اولیه و ... برنامه ریزی کنند. بدین ترتیب، مسائل فراروی سازمانها به صورت اساسی تغییر خواهد یافت و بنابراین موضوعاتی جدید در فهرست مسائل نظام پژوهش قرار می گیرد.
- راهبرد: طبیعی است که با تحول در اهداف، تغییراتی اساسی در راهبردها نیز ایجاد خواهد شد؛ چراکه پیگیری هر دسته از اهداف، مستلزم پیروی از راهبردهایی ویژه است. همین دگرگونی در راهبردها نیز به طرح موضوعات جدید در نظام پژوهش و حل مسئله منجر خواهد شد.
- فناوری: حلقه بعدی در این زنجیره تغییرات به فناوری اختصاص دارد؛ زیرا تحول در اهداف و راهبردها نیازمند همراه سازی جریان فناورانه است. بدین ترتیب، چارچوب اولویت بندی موضوعات پژوهشی بر پایه هایی جدید شکل خواهد گرفت که نیازهای فناورانه در شرایط جنگ و پساجنگ، آنها را شکل می دهند.
- ساختار: همیشه ساختار، متغیری تحت تأثیر راهبرد بوده است و به همین استناد در دوران جنگ نیز موضوعات پژوهشی با ماهیت ساختار دچار تحول خواهند شد تا بتوانند همچنان پیروی خویش از راهبردها و اهداف را حفظ کنند.
- ذینفعان (مشتریان): شرایط جنگی سبب می شود که ذینفعان جدیدی به بازی وارد شوند یا فهرست اولویت بندی ذینفعان تغییر کند و به همین منوال، دغدغه ها و انتظارات این گروه های جدید (مانند مشتریان)، موضوعات پژوهشی تازه ای را فراروی سازمانها و دولتها قرار می دهند که باید مورد توجه نظام حل مسئله قرار گیرند. مثالی از این تحول را می توان در تغییر از نگاه به مصرف کننده (مشتری نهایی) در مناسبات اقتصاد ملی به سمت تمرکز بر تولید کننده (عنصر آسیب دیده از جنگ) شاهد آورد.
- شاخص ها: در شرای عادی، تمایل به پایش و رشد شاخصهای نتیجه محور (شامل خروجی ها، پیامدها و اثرات) مشاهده می شود، اما جنگ و آسیبهای ناشی از آن، نگاه ها را به سمت برخی شاخصهای فرایندی (نهادسازی، ظرفیت آفرینی، طراحی سازوکار و...) سوق خواهد داد و بدین ترتیب، موضوعات پژوهشی متناسب با همین شاخصها نیز در اولویت تصمیم گیران قرار می گیرد.
- بازار: با وجود آنکه توسعه بازار همواره مورد توجه سیاستگذاران و برنامه ریزان قرار دارد، اما شرایط جنگی سبب خواهد شد که پوشش بازارهای داخلی و رفع نیاز مناطق مختلف کشور به صدر اولویت ها برگردد؛ بنابراین ماهیت پژوهش های مورد انتظار در عرصه بازاریابی تحت تاثیر مقتضیات دوران جنگ واقع خواهد شد.
- افق زمانی: طبیعی است که دوره زمانی برنامه ریزی ها و تلاش های در حال انجام در هر بخش یا سازمان، تحت تاثیر جنگ، کوتاهتر خواهد شد و در همین راستا موضوعات پژوهشی به جای افق های دور باید به رفع نیازهای فوری و آینده نزدیک توجه نشان دهند.
- منابع: تهدیدهای ناشی از جنگ باعث خواهد شد که تصمیم گیرندگان سطح ملی بکوشند وابستگی به منابع خارجی را کاهش داده و برای سرمایه گذاری در تأمین و تجهیز منابع درون سرزمینی (در تمام عرصه ها از جمله انتخاب موضوعات پژوهشی) اولویت بیشتری قائل شوند.
بدین ترتیب و بر اساس نکات فوق می توان به این جمع بندی اجمالی دست یافت که نظام پژوهش و حل مسئله در شناسایی و اولویت بندی موضوعات تحقیقاتی، در چندین جبهه تحت تأثیر شرایط جنگی قرار خواهد داشت و به همین دلیل از پژوهشگران سازمانی و فعالان عرصه حل مسائل منطقه ای (مانند مشاوران مدیریت) انتظار می رود که متناسب با چنین شرایطی به بازنگری در دیدگاه ها و محصولات خود بپردازند.
تألیف: آقای دکتر هدایت کارگر شورکی