(قسمت اول)
شرایط جنگی و دوران پساجنگ، الزامات و محدودیتهای نوپدیدی را برای بسیاری از ساز و کارها و فرایندهای مرتبط با «نظام پژوهش و حل مسئله» ایجاد می کند و از سوی دیگر، فرصتهای تازه ای را نیز در این عرصه معرفی می نماید. در این چند نوشتار به اختصار تلاش شده است تا جنبههایی مهم از اثرگذاری پدیده جنگ بر نظام پژوهش و حل مسئله با نگاهی اختصاصی به مقتضیات امروز کشورمان مورد واکاوی و بازشناسی قرار گیرد.
الف) کالبدشناسی
برای آنکه به صورتی جامع و همه جانبه بتوان چنین موضوعی را به تحلیل و تفسیر نشست، مناسب به نظر می رسد که نظام پژوهش و حل مسئله را با نگاهی نظام مند مورد کالبدشناسی پدیداری قرار دهیم. در این رویکرد، وجوه مختلفی از این نظام تحت تأثیر جنگ و محدودیت های آن قرار خواهد داشت که کلیدی ترین آنها بدین قرار است:
- پژوهشگر: باید پذیرفت که مهارت های مورد انتظار از پژوهشگران در دوران جنگ با توانمندی های عمومی آنان در شرایط عادی متفاوت به نظر می رسد؛ برای مثال، تقویت مهارتهای نرم (به ویژه تاب آوری؛ اعتماد به نفس؛ مهار استرس و...) در پژوهشگران فعال در دوران جنگ و پساجنگ، اهمیتی مضاعف خواهد یافت.
- تعاملات: در شرایط جنگی اخیر، سطحی از همکاری بین منطقه ای و فرااستانی در کشورمان ایجاد شده است که می توان با بهره گیری از این ظرفیت ارتباطی جدید، گروه های پژوهشگری تازه ای را شکل داد و تعاملات جدیدی را در این چارچوب تعریف نمود.
- روش شناسی: اقتضائات شرایط جنگی می توانند الگوهای روش شناختی ویژه ای را برای بکارگیری در نظام پژوهش و حل مسئله توسعه دهند که نمونه ای بارز از آن در حضور میدانی شهروندان در اجتماعات خیابانی و قابلیت آن برای رخ نمایی در قالب رویکردهای پژوهشی جدید مشاهده شده است.
- داده ها: شرایط جدید در کشورمان نشان داد که منابع داده ای پژوهش های دوران دفاع می توانند مستقل تر و کمتر وابسته به پایگاه های بین المللی باشند.
- بودجه: به نظر می رسد منابع تأمین مالی پژوهشهای پساجنگ نیز دچار تحولاتی جدی خواهد شد. برای مثال، با کاهش قدرت یا انگیزه دولت و حتی بخش خصوصی برای حمایت مادی از نظام پژوهش و حل مسئله، سهم سمت کمکهای مردمی و نهادهای خیریه تقویت می شود.
- کاربست: مسیریابی برای کاربرد صحیح یافته های پژوهش در فضای پساجنگ (متمرکز بر بازسازی و احیای زیرساختهای آسیب دیده) نیز چالش تازهای را برای نظام پژوهش و حل مسئله به وجود خواهد آورد.
- فرایندها: از دیگر تحولات تجربه شده در جنگ اخیر کشورمان، چابک سازی فرایندهای کاری است که می تواند به تسهیل و روان سازی سازوکارهای نیازسنجی، اجرا، نظارت و بهره برداری از پژوهش نیز تسری یابد.
- اخلاق پژوهش: طبیعی است که در شرایط جنگ و پساجنگ، مسائل امنیتی هم به چارچوب کلاسیک اخلاق پژوهش وارد خواهد شد و این پدیده، ملاحظات جدیدی را فراروی متولیان نظام پژوهش و به ویژه گروه های پژوهشگر قرار خواهد داد.
- موضوع پژوهش: آخرین (و البته نه کم اهمیت ترین) مؤلفه از نظام جامع پژوهش و حل مسئله را باید موضوعات و اولویت های پژوهشی دانست که انتظار می رود تحت تأثیر پدیده جنگ به تحولاتی سطحی یا عمیق دچار شود.
در بخش بعدی نوشتار تلاش خواهد شد تا با تمرکز بر همین رکن آخر نظام پژوهش و حل مسئله (موضوع پژوهش)، جنبه هایی از اثرگذاری پدیده جنگ بر اولویت های تحقیقاتی کشور یا سازمانها مورد تحلیل و تبیین قرار گیرد.
تألیف: آقای دکتر هدایت کارگر شورکی
