رابطه فناوری و بهرهوری، یک رابطه بسیار جدی است و به نظر می رسد ایجاد جهش در بهرهوری در سطح خرد و کلان، نیازمند به کارگیری هدفمند فناوری است. در این مطلب و مطلبی که بعدا منتشر خواهم کرد، از میان فناوریهای مختلف به سه فناوری مهم یعنی اتوماسیون، هوشمندسازی و هوش مصنوعی و تاثیر آن ها در بهره وری اشاره کرده ام. در مطلب اول، تفاوت های این سه فناوری را مختصری شرح دادهام چراکه در بسیاری از موارد، این سه واژه در ادبیات مختلف از سیاست گذاری تا اجرا به اشتباه به کار گرفته شدهاند. در مطلب دوم، تاثیر این سه فناوری در بهره وری را به صورت عمیق تر تبیین مینمایم.
1- اتوماسیون
اتوماسیون به معنای استفاده از فناوری برای انجام وظایف و خودکارسازی فرآیندها است. این فناوری معمولاً شامل استفاده از نرمافزارها و سختافزارهای خاص برای کاهش دخالت انسانی در عملیات روزمره میشود. به عنوان مثال استفاده از ربات ها در فرایند ساخت خودرو بجای استفاده از انسان، سطحی از اتوماسیون محسوب می شود. هدف اصلی اتوماسیون، افزایش سرعت، کاهش خطاهای انسانی و کاهش هزینهها است.
2- هوشمندسازی
هوشمندسازی مرحلهای بالاتر از اتوماسیون است و به معنای بهکارگیری فناوریهایی است که به سازمانها امکان ثبت و تحلیل داده ها و بهبود تصمیمگیریها را میدهد. این فناوریها شامل سیستمهای اطلاعاتی پیشرفته، تجزیه و تحلیل دادهها و اینترنت اشیا است. هوشمندسازی به سازمانها کمک میکند تا از دادهها برای پیشبینی روندها، بهینهسازی عملیات و شخصیسازی خدمات استفاده کنند.
3. هوش مصنوعی
هوش مصنوعی به مجموعهای از الگوریتمها و مدلها اطلاق میشود که به سیستمها این امکان را میدهد تا به طور مستقل یاد بگیرند و تصمیمگیری کنند. هوش مصنوعی شبیه به مغز انسان عمل می کند و می تواند ضمن شناخت مستمر و پویا، یادگیری داشته و از این یادگیری به طور مداوم در جهت بهبود رفتار عمل نماید. این فناوری میتواند به سازمانها کمک کند تا به شکل هوشمندانهتری با دادهها تعامل داشته باشند و از آنها برای پیشبینی، خودکارسازی تصمیمات و حتی توسعه محصولات جدید استفاده کنند.
برای تبیین بهتر این سه مفهوم، کاربرد آن در بخش بسته بندی خط تولید کاشی و سرامیک به صورت ساده شده مدنظر قرار گرفته است.
اتوماسیون در بخش بسته بندی خط تولید کاشی و سرامیک، به معنی استفاده از دستگاههای بستهبندی خودکار باشد که کاشیها را پس از تولید به صورت منظم در کارتن ها قرار میدهند. این دستگاهها با استفاده از نوار نقالهها، کاشیها را به سمت بستهبندی هدایت کرده و به طور خودکار آنها را در کارتن ها میچینند و سپس بر اساس برنامه مشخص، کارتن ها در پالت های مناسب و به نحو مناسب قرارداده شده و بسته بندی می شود. در اینجا، اتوماسیون به کاهش زمان و خطاهای انسانی کمک میکند و بهرهوری را افزایش میدهد.
در همین مثال، هوشمندسازی میتواند با ثبت و تحلیل داده های مختلف و مرتبط با بسته بندی از جمله درجه کاشی تولید شده، نوع تقاضای ثبت شده، محل ارسال، نحوه ارسال، پارامترهای محیطی و ... نوع بسته بندی، تعداد کارتن و پالت و حتی تحلیل های مرتبط برای جهت دادن به تولید محصول و سایر بخش های مختلف را ارائه نماید. این تحلیل ها و پیش بینی ها فواید بسیار زیادی از جمله مدیریت بهینه موجودی، توجه به رضایت مشتری و انتظارات آن و جلوگیری از هدررفت منابع را باعث گردد.
هوش مصنوعی به عنوان سطحی بالاتر از نقش آفرینی فناوری در این مثال، میتواند با کمک سیستمهای بینایی کامپیوتری به صورت خودکار کیفیت کاشیها را بررسی کرده و ضمن تحلیل دقیق نقصها یا عیوب محصول با در نظر گرفتن حجم زیادی از پارامترهای مرتبط دیگر و تنظیم خط تولید برای جلوگیری از تکرار عیوب و افزایش کیفیت، درجه بندی محصولات و مدیریت بسته بندی را انجام دهد.
به طور خلاصه، اتوماسیون بر روی انجام کارهای تکراری و کاهش دخالت انسانی تمرکز دارد، هوشمندسازی به تجزیه و تحلیل دادهها و بهبود تصمیمگیریها کمک میکند و هوش مصنوعی به سیستمها این امکان را میدهد که به طور مستقل یاد بگیرند و سیستم ها و فرایندها را به صورت بهینه در بیاورند. در نتیجه، هر یک از این فناوریها به نوبه خود در افزایش کارایی و اثربخشی و به عبارت دیگر در افزایش بهرهوری نقش موثری دارند.
مؤلف: عباس زارع بنادکوکی- مشاور سیستمهای مدیریتی و توسعه کسب و کار
