• samanavaranco@gmail.com

  • شماره تماس : 37265400−035

  • ساعت کاری : 7:30 الی 15:00

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

بهره وری در بیمارستان: چرایی (به همان دلیل یا به همین دلیل؟)

به نظر شما فلسفۀ ایجاد سازمانها چیست؟ منظورم هدف یا حتّی مأموریتشان نیست که تنوّعی بسیار گسترده دارد؛ شاید درست به اندازۀ نیازهای نامحدود بشر! مقصودم چرایی تشکیل پدیده ای به نام سازمان است. عدّه‌ای معتقدند که انسان‌ها زمانی به فکر تأسیس سازمان افتاده‌اند که هدفی سخت پیش روی خود یافته‌اند؛ چه بسا انسان‌های اوّلیه برای شکار کردن بوفالویی سریع و خشن که شکار کردنش حتماً مأموریتی فراتر از هوش، توان و انرژی یک نفر بوده است، نخستین الگوهای سازمان را شکل داده باشند؛ یا برای فرار از حملۀ گلّه‌ای از سگ‌های وحشی که قبیله‌ای کوچک را برای شام خود انتخاب کرده بود؛ یا برای ...


هرچه که باشد، فلسفۀ سازمان‌سازی، ریشه در نیازها، ترس‌ها، انگیزه‌ها، آرزوها و حتّی خرافات نوع بشر دارد و همین مفاهیم انتزاعی است که در درازای تاریخ، شکل‌های متنوّعی از سازمان‌ها را به وجود آورده است. آن‌چه که با نام شناخته شدۀ «بیمارستان» می‌شناسیم نیز یکی از همین هزاران گونۀ سازمان است که در کتاب قطور تمدّن بشری بر این کرۀ خاکی، تاریخچه‌ای پرطنین و اهمّیتی کم‌نظیر دارد. پرسش کلیدی که در این نوشتار کوتاه می‌خواهم به دنبال پاسخ آن باشم این است که چرا باید به بهره‌وری در سازمانی همچون بیمارستان پرداخت و آیا اصولاً لازم است که به این موضوع در این نوع سازمان پرداخته شود یا نه.
به نظر می‌رسد در پاسخ به این سؤالات، دست کم دو رویکرد وجود دارد: نفی‌گرا و اثبات‌گرا. طرفداران نگاه سلبی بر این باورند که سلامت انسان، موضوعی اخلاقی-الهی است و نباید آن را به مثابه دیگر فعّالیت‌های مادّی-زمینی بشر، با ابزارها و معیارهای اقتصادی-کمّی سنجید. اینان معتقدند که اگر مفاهیمی چون سودآوری، بهره‌وری، سرمایه‌گذاری و... در این فضای روحانی وارد شود، قداست و امنیتش لکّه‌دار و از غایت اصلی طرّاحانش دور خواهد شد. این رویکرد به نظر درست می‌رسد: تصور کنید که جامعۀ پزشکی و پرستاری کشوری تنها به فکر بیشینه‌سازی درآمدها و دستاوردهای مادّی خود باشند، چه تضمینی وجود دارد که در راه رسیدن به این هدف اقتصادی، سلامت و چه بسا حیات هم¬نوعان بیمار خود را قربانی نکنند؟ اگر این‌گونه باشد، پرداختن به موضوع بهره‌وری در نظام سلامت، به دلیل حسّاسیت بسیار زیاد این بخش از جامعه و به خاطر ارتباط بی‌واسطه‌اش با جان انسان‌ها که مقدّس‌ترین داشتۀ بشر شناخته می‌شود، انتخابی نادرست و بلکه خطرناک است.
رویکرد دوم، با نگاهی ایجابی بر این اعتقاد شکل گرفته است که تحقّق اهداف بخش سلامت هم مانند سایر بخش‌های جامعه، تابعی از جریان داده‌ها و ستانده‌هاست؛ معلولی است از زنجیرۀ تصمیمات و انگیزه‌های فردی و گروهی؛ تأثیرپذیر از نظام عرضه و تقاضاست و در یک کلام، با منطق عقلایی-اقتصادی، قابل تحلیل و برنامه‌ریزی است. همان‌طور که انگیزۀ مادّی، عامل فعّالیت اقتصادی کارگران و کشاورزان و رانندگان و... است، پزشکان و پرستاران و مددکاران و... هم برای تلاش حرفه‌ای خود نیازمند برانگیزاننده‌های مالی هستند. البته این گزاره، هرگز به معنای چشم پوشیدن از ارزش‌های انسانی، ماهیت فداکارانه و قداست فعّالیت حرفه‌ای آنان نیست؛ بلکه تنها اعلام می‌دارد که این تلاش تخصّصی نیز مانند هر شغل دیگر، برای تداوم و پایداری به محرّک‌های اقتصادی نیازمند است و کاملاً بدیهی به نظر می‌رسد که مانند هر شغل دیگر، توجّه به مفاهیم اقتصادی مانند بهره‌وری و درآمد و سود و... در این حرفه نیز هنگامی توجیه‌پذیر و مسموع است که ارزش‌های انسانی و مبانی اخلاقی بشر امروز در آن رعایت شده باشد. همان‌طور که نمی‌پذیریم فلان مهندس برای کسب سود بیش‌تر، از موادّ اوّلیۀ کم‌کیفیت در تولیدش استفاده کند؛ یا بهمان تاجر برای کسب درآمد بالاتر، از جیب مشتریانش دزدی ورزد، نخواهیم پذیرفت که مدیر بیمارستان هم برای ارتقای بهره‌وری مجموعه‌اش با جان بیماران بازی کند.
در آخرین بخش‌های این گفتار باید به پرسش نخست برگردم: فلسفۀ تشکیل سازمانی به نام بیمارستان چه بوده است؟ دوباره یادآوری می‌کنم که منظورم، هدف یا حتّی مأموریتش نیست. مقصود، همان نخستین «چرا»یی است که در پاسخش چنین مفهومی زاده شد. شاید بگویی سلامت هم‌نوعان؛ می‌گویم چرا برای انسان، سلامت هم‌نوعانش باید مهم باشد؛ چه بسا پاسخ دهی برای آن‌که در غریزه‌اش محافظت از هم‌نوعان به ودیعه نهاده شده است؛ خواهم پرسید چرا چنین مأموریت سختی در غریزۀ آدمی آمده است؛ خواهی گفت تا بقای نسل بشر بر روی کرۀ زمین تضمین شود؛ می‌پرسم ...، می‌گویی ... . صرف نظر از اینکه زنجیرۀ پرسش و پاسخ-هایمان چقدر طولانی شود، به نظرم ماحصلش یک نکته بیش نیست: «عقل». همان که بسیاری می‌گویند تمایزبخش میان انسان و حیوان است (و من این گزاره را هنوز قبول نکرده‌ام). آن انسان‌های نخستین با عقل خود به گروه‌گرایی رسیدند و برای غلبه بر بوفالو و سگ وحشی، سازمانی اوّلیه را تشکیل دادند؛ برای آن‌که عقلشان چنین حکم کرده بود (بگذریم از این نکته که من معتقدم هر کاری که آن بوفالو و سگ وحشی در مقابل انسان انجام داده بودند نیز ناشی از تعقّل بوده است!). عقل ما امروز حکم می‌کند که بهره‌وری را در سازمان‌ها مهم بدانیم و برایش سرمایه‌گذاری کنیم تا با هزینه و انرژی کم‌تر در زمان کوتاه‌تر و با کیفیتی بالاتر به اهداف و برنامه‌هایمان (مثلاً نجات جان بیمار یا ارتقای سلامت روان جامعه) برسیم و در این راه، به بهترین نحو ممکن از منابع موجود بهره‌برداری کنیم.
بهره‌وری در بیمارستان به همان دلایلی درست، مهم و ضروری است که در کارخانه و مزرعه و مدرسه و ارتش؛ و این تازه کم‌ترین حد از لزوم پرداختن به این مفهوم است وقتی بدانیم که فرق بیمارستان با دیگر سازمان‌های مشابه در چیست؛ زمانی که به پژوهش‌گرانی اعتماد کنیم که شهادت می‌دهند هرچه بخش سلامت جامعه فعّال‌تر و موفّق‌تر باشد، بهره‌وری نیروی انسانی در بخش‌های اقتصادی دیگر نیز بالاتر خواهد رفت؛ هنگامی که نتیجۀ تحقیقات علمی در این باره را بپذیریم که طی سال‌های 1351 تا 1394 به ازای هر درصد افزایش سرانۀ مخارج در بخش سلامت، بهره‌وری نیروی کار در تمامی بخش‌های اقتصادی کشور ایران به میزان 36/0 درصد بهبود یافته است ؛ بدین ترتیب است که ایمان خواهیم آورد که ارتقای بهره‌وری در بیمارستان باعث بهبود بهره‌وری در کارخانه و مزرعه و مدرسه و ارتش خواهد شد. بهره‌وری در بیمارستان مهم و ضروری است؛ نه فقط به «همان دلیل» که در سایر سازمان‌ها؛ بلکه به‌ویژه به «همین دلیل» که: در سایر سازمان‌ها بهره‌وری مهم و ضروری است.

تالیف: هدایت کارگر شورکی