چرا تا این اندازه غفلت متولیان از بهره وری و اصول پذیرفته شده مدیریت و اقتصاد، نکند داریم اشتغال پایدار آینده را فدای راه اندازی کسب و کارهای کم جون کوتاه مدت می کنیم ؟
عجیب است در اقتصادی که بیش از نیمی از ظرفیت بنگاه های صنعتیاش بلااستفاده است و بهره وری نیروی کار فعالیت های صنعتی، ساختمانی و حمل و نقل زمینی اش شکاف چند صد درصدی با آسیا دارد تا این اندازه برای افزایش اشتغال در کوس کارآفرینی و ایجاد کسب و کارهای جدید دمیده می شود به جای آنکه به افزایش بهره وری واحدهای صنعتی نیمه فعال و بعضا رو به اضمحلال اهتمام ورزیده شود !!!
و بازهم عجیب تر این است که علی رغم وجود رابطه درازمدت اثبات شده بین بهره وری و اشتغال اما هنوز وزارت کار و متولیان اشتغال در ایران عمدتا «راهبرد کارآفرینی و فعال سازی بازار کار» را به منظور افزایش اشتغال دنبال می کند و کاری به افزایش بهره وری کسب و کارهای موجود ندارد در حالیکه بهره وری بسیاری از کسب و کارهای نوپا پس از چند سال حداکثر به همین سطح کسب و کارهای نیمه فعال موجود خواهد رسید و نه بیشتر. شاید راه اندازی کسب و کارهای جدید با سرمایه های کم و فناوری پایین میسرتر باشد و برای کارنامه سازی راه علاج خوبی است اما آیا دولت پایداری و رقابت پذیری آنها را هم در آینده تضمین می کند؟ و آنوقت چه کسی پاسخگوی خسارت هایی خواهد بود که احتمالا در آینده به کشور وارد می گردد در اثر این غفلت راهبردی امروزه سیاست گزاران.
اضافه می گردد که سهم بنگاه داری (یعنی شرکت های مالی و غیر مالی) از اقتصاد کشورمان در حدود ۳۵ درصد است و مابقی به کسب و کارهای خانواده، نفت و بخش عمومی مربوط می شود.
*تالیف: دکتر حمیدرضا نایبی
