مقدمه
تا به خودش بيايد كتاب را از روي ميزش برداشته بودم و داشتم خود را در حال ورق زدنش نشان مي دادم. زير چشمي حواسم به او بود؛ چون مي دانستم چقدر روي كتابهايش حساسيت دارد. آرام آرام كاغذي را كه لاي كتاب گذاشته بود كه بداند تا كجايش را خوانده، برداشتم و روي ميز گذاشتم. وقتي به نشانه خداحافظي بلند شدم، دوستم مثل كسي كه عزيزي را به مسافرت مي فرستد، نگاهي سرشار از حسرت و اندوه نثار كتابش كرد و نااميدانه براي آخرين بار پرسيد: «مطمئني كه لازمش داري»؟ مي دانست كه بهانه هايي از اين قبيل كه «كتاب مال خودم نيست ...»، «به يكي از دوستانم قولش را داده ام» يا «خودم دارم مطالعه مي كنم؛ هفته بعد بيا ببر ...» در مورد من «كارگر» نمي افتد. جواب معلوم سوال تكراري دوستم را ندادم و با لبخندي معنادار از اتاقش خارج شدم، در حاليكه «جنگل باراني» را محكم در دست گرفته بودم تا به سياحتش بروم.
ويژگيهاي ظاهري
خانم «آيت حسيني» و آقاي «يعقوب زاهدي آنباردان» كتابي را از دو نويسنده خارجي (ويكتور هوانگ و گرگ هورويت) ترجمه كرده اند كه عنوانش از اين قرار است: «جنگل باراني؛ چگونه سيليكون ولي ديگري بسازيم!». چاپ دوم اين كتاب حدوداً چهارصد صفحه اي را «مؤسسه كتاب مهربان نشر» در سال 1398 ارائه كرده است. پيشگفتار ترجمه فارسي به قلم «مصطفي كريميان اقبال» تنظيم شده است كه از مروجان فرهنگ نوآوري در ايران محسوب مي شود.
از محاسن ظاهري كتاب بايد به طرح جلد زيبايش اشاره كرد كه احتمالاً از نسخه اصلي برداشت شده است. استفاده مناسب از تصوير و نمودار و جدول در خلال متن كتاب باعث تسهيل جريان انتقال مطلب به خواننده شده است؛ ضمن آنكه انتخاب قطع مناسب و قلم زيبا براي درج كلمات در صفحه نيز با خوش سليقگي صورت گرفته است. اشاره مترجمان به برخي كلمات زبان اصلي در پاورقي ها نيز خواننده را براي درك بهتر اين آموزه ها كمك كرده است. معرفي تقريباً كامل نويسندگان و حتي مترجمان كتاب هم از نقاط قوت آن محسوب مي شود. از سوي ديگر برخي نقاط قابل بهبود در وضعيت ظاهري كتاب نيز به شرح زير به چشم مي آيد:
- انتخاب نوع خاص كاغذ كتاب كه احتمالاً با هدف صرفه جويي در هزينه توليد انجام شده، باعث افزايش ضخامت كتاب در مقايسه با كاغذهاي معمولي شده است. جالب آنكه مترجمان در صفحه قدرداني از حدود ده موسسه نسبتاً بزرگ خصوصي و دولتي نام برده و از آنها قدرداني كرده اند؛ چراكه به صورت مشترك به تامين هزينه هاي چاپ كتاب پرداخته اند. انتظار مي رفت كه خواننده بيچاره نيز از حاصل اينهمه همكاري و قدرداني بهره مند مي شد و يا كيفيت توليد اثر بهتر از اين بود و يا قيمتش كمتر از اين (56 هزار تومان)! به ويژه آنكه صفحات پاياني كتاب به تعدادي از اين موسسات اختصاص يافته تا در آن بتوانند خود را براي مخاطبان كتاب معرفي و چه بسا تبليغات كنند!
- ويراستاري حرفه اي و مناسب كتاب توسط خانم «محبوبه شريفي» در برخي موارد دچار ضعف يا كم دقتي شده است كه نمونه هايي از آن را مي توان در عدم درج «نيم فاصله» يا عدم استفاده از نشانه گيومه براي اشاره به اسامي خاص يا نقل قولهاي مستقيم مشاهده نمود.
- نكته ديگر آنكه پايبندي مترجمان به اصالت ترجمه باعث شده كه گاهي جملاتي طولاني و نامتعارف براي فارسي زبانان در كتاب پديدار شوند. هرچند مترجمان در مقدمه خود اين نكته را پذيرفته و دليل آن را «تعهد به تطابق حداكثري ترجمه و متن اصلي» بيان كرده اند، اما بهتر بود كه بيشتر براي مخاطبان فارسي زبان خود دغدغه داشته باشند تا نويسندگان انگليسي زبان كتاب!
- فهرست يك صفحه اي مطالب كتاب نيز فاقد تيترهاي فرعي است و تنها به اعلام تيترهاي اصلي اكتفا كرده است؛ بدون آنكه اشاره اي به جداول، نمودارها و يا شكل هاي مندرج در متن داشته باشد. وجود نمايه واژگان كليدي هم مي توانست به مخاطب در يافتن بخشهاي مرتبط با حوزه علاقه اش كمك كند كه در اين چاپ كتاب، تنها مي توان حسرتش را خورد.
محتواي كتاب
تمركز اين كتاب بر مفهوم «زيست بوم نوآوري» است و از آنجا كه نوآوري را تنها مسير مطمئن به سوي آينده توسعه جوامع مي داند، تلاش مي كند تا الگويي عملي و البته متفاوت براي طراحي و استقرار اين زيست بوم ارائه دهد. نويسندگان كتاب در سرتاسر اين مجموعه و همانگونه كه از عنوانش بر مي آيد «دره سيليكون» در آمريكا را كه به عنوان مهد فناوري، نوآوري و اقتصاد دانش بنيان شناخته مي شود، چشم انداز نهايي حركتشان قرار داده اند و مي كوشند تا به مخاطبانشان كه احتمالا سياستگذاران نظام نوآوري، فناوري و علم (نظام نفع) در كشورهاي مختلف هستند، نقشه حركت به سوي چنان چشم انداز دل انگيزي را نشان دهند.
از جمله نقاط قوت كتاب در بخش محتوايي، اصالت و تمايز برجسته اي است كه در ايده اصلي كتاب مشاهده مي شود؛ اينكه نويسندگان كوشيده اند روشي متفاوت از تجربيات تقريباً مشابه كشورهاي مختلف در اين زمينه را معرفي كنند و روش حركتي بر خلاف جريان حركت عموم نظريه پردازان اين عرصه طراحي كنند، بسيار ارزشمند به نظر مي رسد. علاوه بر اين استناد به يافته هاي تحقيقات پيشين در جاي جاي كتاب، اعتبار و باورپذيري ادعاهاي نويسندگان را افزايش داده است؛ ضمن اينكه برخورداري از منطق استدلال و حفظ پيوستگي و انسجام مطالب باعث شده است كه خواننده به راحتي بتواند با بخشهاي مختلف كتاب همراهي كند و رابطه تكاملي فصول متعدد آن را درك كند. شفاف سازي آموزه ها و اجزاي اين مدل در قالب بيان چندين گزاره روشن (اصل هاي جنگل باراني) هم از جمله نقاط مثبت اين گونه تبيين مدل هاي نظري است. از سوي ديگر بعضي ويژگيهاي محتوايي كتاب به شرح زير قابل چالش به نظر مي رسد:
- نخستين پرسش آن است كه آيا مدينه فاضله نويسندگان (سيليون ولي آمريكا) با وجود تمامي محسناتي كه كتمانش نمي توان كرد، هيچ نقطه ضعف يا آسيبي ندارد؛ و آيا زمان كافي از زمان شكل گيري اين منطقه با اين كاركرد خاص (توليد نوآوري) گذشته است تا بتوان درباره تمامي ابعاد اين پديده جديد قضاوت نمود؟ چه بسا كه جنبه هايي از اين الگوي خاص توسعه دچار اختلال و يا سوءعملكرد باشد و به ويژه براي كشوري چون ايران كه در فضايي خاص و متمايز از اكثريت كشورهاي دنيا به سر مي برد، تناسب نداشته باشد.
- نويسندگان در بخشهايي از كتاب، نشانه هاي متعددي از تلاش كشورها براي استقرار نظامهاي ملي يا منطقه اي نوآوري را مثال زده اند كه با رويكرد سنتي (نه الگوي توصيه شده در اين كتاب) آغاز شده اند و به دلايل مختلف ناكام مانده و با شكست مواجه شده اند؛ حال آنكه واقعيت آن است كه مدل پيشنهادي نويسندگان نيز تاكنون در جايي به صورت كامل و دقيق اجرا نشده است تا بتوان موفقيت آن را شاهد آورد. البته مثالهاي متعددي از اثربخشي اجزاي مختلف اين الگوي جديد در كتاب حاضر گزارش شده است، اما هرگز تجربه موفقي از پياده سازي مجموعه اين اجزا در قالب مدلي جامع و همه جانبه به ثبت نرسيده است.
- طراحان جنگل باراني معتقدند كه براي داشتن منطقه يا كشوري توسعه يافته شبيه دره سيليكون، نمي توان تنها به فراهم آوردن اجزاي سخت افزاري اين زيست بوم (كارآفرينان، سرمايه گذاران، دانشگاه ها، آموزش دهنده ها و...) اكتفا كرد چراكه بايد نرم افزاري وجود داشته باشد كه اين عناصر را به هم پيوند بزند و خروجي مورد انتظار (توسعه مبتني بر دانايي) را توليد كند. آنها اين نرم افزار معجزه آسا را فرهنگ مي دانند و تصريح مي كنند كه فرهنگ را نمي توان از بالا به پايين و از طريق دستورالعملهاي كليشه اي ايجاد نمود؛ بلكه بايد با دست زدن به رفتارهايي كه چنين فرهنگي را تقويت مي كنند، از پايين به بالا فرهنگسازي كرد. در اين باره چند نكته قابل يادآوري است:
o منطق چنين مدلي دچار دور و به همين دليل محكوم به بطلان است: رفتارها به وجود آورنده فرهنگ هستند و فرهنگ است كه رفتارها را شكل مي دهد. وقتي در جامعه اي هنوز چنان فرهنگي شكل نگرفته باشد، چه كساني بايد رفتاري كه از نظر فرهنگي رايج نيست را انجام دهند تا اندك اندك اينگونه رفتارها به فرهنگ تبديل شود؟ اگر معتقد باشيم كه بايد كساني را به عنوان الگو وارد چنان جامعه اي كرد تا اين رفتارهاي فرهنگ ساز ولي نامتعارف را انجام دهند، نقض غرض كرده ايم؛ چون قرار بود از مداخلات بيروني در زيست بوم پرهيز كنيم.
o به نظر مي رسد خوش بيني زياد باعث شده است كه طراحان اين مدل، توصيه هايي به ظاهر جذاب ولي در واقع، نامحتمل و زمانبر را به خوانندگان كتاب القا كنند. براي مثال به اصل سيزدهم جنگل باراني اشاره مي شود: «قوانين نانوشته حاكم بر جنگلهاي باراني اقتضا مي كند افراد از سود كوتاه مدت خود در برابر منفعت متقابل در بلندمدت صرف نظر كنند». بعيد نيست كه در جمعي كوچك (مثلا شركتي خانوادگي) بتوان انتظار داشت كه چنين الزامي وجود داشته باشد، اما طبيعي است كه با بزرگ شدن مقياس تحليل، نمي توان شركتي بزرگ يا شهري را تصور نمود كه تمامي كاركنان يا شهروندان از اين قانون نانوشته و فاقد ضمانت اجرايي تبعيت كنند. نشانه ديگري از اين تفكر خوش بينانه را مي توان در توصيه نويسندگان كتاب به برقراري ارتباطات تصادفي و نامنظم ميان عناصر مختلف زيست بوم نوآوري (مثلاً اساتيد دانشگاه و كارآفرينان و سرمايه گذاران) در قالب نشستهاي صميمانه و غيرنظام¬مند ملاحظه كرد. اين الگو را كه مي توان با نام «توسعه بر مبناي تصادف» لقب داد؛ تنها براي كساني قابل پذيرش است كه زماني به طول «بي نهايت» و منابعي به اندازه «گنج قارون» داشته باشند!
جمعبندي
«جنگل باراني» با آنكه به نظر نويسنده اين جملات، فاقد اثربخشي اجرايي در ميدان واقعي نوآوري به ويژه در كشور ايران است، ولي به عنوان تلاشي فكري كه حامل ايده اي تازه است و به روشي منسجم و روشمند مطرح شده است، حتماً ارزش خوانده شدن را دارد. چه بسا كه نظريه پردازان و روشنفكران كشورمان با مطالعه آن بتوانند كليشه هاي سنتي و شناخته شده در برنامه ريزي بلندمدت توسعه را فروريزند و بنيان هاي جديدي را براي ساختن آينده اي مبتني بر اقتصاد دانش پايه در ميهن عزيزمان پايه ريزي نمايند. ان شاءالله.
* تالیف: دکترهدایت کارگر شورکی

