گروه فناوری اطلاعات جومی ارائه کنندهبهترین خدمات جوملا.

مشاوره، آموزش و پژوهش در حوزه مدیریت، مهندسی و سیستم ها

بروشور معرفی و چکیده سوابق کاتالوگ سامان آوران توسعه

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

توهم بهره‌وری معدنی (به بهانه روز ملی صنعت و معدن)

در شرایطی که دهم تیرماه، مصادف با «روز ملی صنعت و معدن» را گرامی می‌داریم، به جای تکرار گزاره‌های کلیشه‌ای درباره اهمیت این بخش‌های اقتصادی، شاید بهتر باشد به حقیقتی تلخ و اغلب نادیده گرفته شده در مورد بهره‌وری در معادن بپردازیم. در ذهنیت سنتی، هرچه حجم کانسنگ استخراج شده یا تناژ ماده معدنی خارج شده از دهانه معدن بیشتر باشد، بدین معنا تعبیر می‌شود که سطح بالاتری از بهره‌وری را تجربه کرده‌ایم. حقیقت آن است که در بسیاری از موارد، همین تلاش برای افزایش حداکثری حجم تولید، منجر به افت بهره‌وری خواهد شد!


زیر پوست اعداد بزرگ
در بخش معدن، با منابعی روبرو هستیم که محدود و غیرقابل تجدید هستند. مدیریت سنتی، معدن را مانند گنجی می‌بیند که باید هرچه سریع‌تر و عمیق‌تر برداشت شود تا سود اقتصادی حاصل آید، اما این رویکرد را باید خطایی راهبردی به شمار آورد. وقتی تمام تمرکز واحدهای عملیاتی و گروه‌های مدیریتی بر افزایش حجم استخراج قرار می‌گیرد، توجه به سایر شاخص‌های حیاتی به حاشیه رانده می‌شود. در این میان، افزایش هزینه‌های پنهان مورد غفلت قرار خواهد گرفت؛ هزینه‌هایی که در ترازنامه‌های مالی ممکن است به راحتی زیر سایه‌ اعداد بزرگ تولید پنهان شوند.


ناتوانی در تشخیص موفقیت از شکست
در دنیای معدن، بهره‌وری واقعی به معنای رسیدن به بالاترین میزان «عیار» با کمترین میزان انرژی و هزینه تعبیر می‌شود. اگر برای رسیدن به اهداف تولیدی خود، مجبور باشیم از روش‌های استخراج تهاجمی‌ استفاده کنیم یا حجم بسیار زیادی از سنگ‌های با عیار پایین را جابجا سازیم تا مقدار کمی ماده معدنی باارزش به دست آوریم، باید بپذیریم که در زمینه بهره‌وری، ناکام هستیم و با وجود تمام این تلاش‌ها شاید در حال «تولید ضایعات» باشیم!


«بیشتر» همیشه بهتر نیست
افزایش سرعت استخراج بدون کنترل دقیق بر شاخص‌های بهره‌وری، منجر به افزایش نرخ ضایعات خواهد بود؛ چراکه هر درصد کاهش در عیار محصول نهایی، به معنای هدررفت کوهی از منابع است که در فرآیند استخراج به سختی استخراج شده‌اند. جابجایی حجم عظیمی از باطله‌ها، مصرف بی‌رویه سوخت تجهیزات سنگین و استهلاک سریع‌ ماشین‌آلات برای جابجایی موادی که ارزش اقتصادی چندانی ندارند، در واقع نشان‌دهنده ناتوانی در مدیریت بهره‌ورانه استخراج هستند. در ادبیات بهره‌وری گفته می‌شود که اگر برای تولید «بیشتر»، مجبور به مصرف «بسیار بیشتر» منابع باشیم، نه تنها در حال رشد نیستیم؛ بلکه در رقابت‌های بهره‌ورانه بازنده محسوب می‌شویم.


ذهن‌ها را باید شست
برای اینکه بخش معدن کشورمان از صنعتی «مصرف‌کننده و مخرب» به اقتصادی «ارزش‌آفرین و مولد» تبدیل شود، باید دیدمان بهره‌وری معدنی را مورد بازنگری قرار داد و از «توهم بهره‌وری» در این ساحت رهایی یافت. در اولین گام لازم است به جای تمرکز بر جابجایی حجم، بر جابجایی «ارزش» تمرکز نمود که در کاربرد هوشمندانه فناوری‌های مدرن و مدل‌سازی‌های علمی برای استخراج دقیق کانسنگ‌ها متجلی خواهد شد. امید است با این تغییر دیدگاه از ستایش «حجم» دست برداشته و به سراغ «ارزش» برویم. هدف ما نباید فقط بزرگ‌تر کردن معدن‌ها یا افزایش تعداد ماشین‌آلات باشد؛ بلکه شایسته است به ارتقای کیفیت (نه فقط کمّیت) در استخراج و کاستن از حجم ضایعات بیندیشیم. معدن بهره‌ور، همانی نیست که بیشترین ماده معدنی را از زمین بیرون می‌کشد، بلکه معدنی است که با کمترین آسیب به محیط زیست و جامعه پیرامونی، کمترین میزان ضایعات و با بالاترین دقت فنی، بیشترین ارزش افزوده را برای اقتصاد کشور خلق می‌کند.


این محتوا با بهره‌گیری از ظرفیت هوش مصنوعی (در پرورش ایده و بسط متن اولیه) تولید شده است؛ ضمن آنکه مسئول تدوین این مطلب (آقای هدایت کارگر شورکی) از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید پاسخگوی پرسش های احتمالی و دریافت کننده نقدها و نظرات تکمیلی خوانندگان گرامی هستند.