شاید در پاسخ به این پرسش به ظاهر ساده که «ارتقای بهرهوری در بیمارستان به چه معناست؟»، گزارههای پرتعداد و چه بسا مشابهی به ذهن خطور کند؛ از جوابهایی کلّی و مبهم مانند «بهبود عملکرد درمانی» یا «افزایش کیفیت خدمات» تا جملاتی طولانی که از فرمولهای ریاضی پیچیده حاصل آمدهاند و درکشان به سادگی ممکن نیست.
در آموزه های مدیریتی، حاصل جمع کارایی (انجام درست کارها) و اثربخشی (انجام کارهای درست) به عنوان بهرهوری معرّفی شده است و با بیانی دقیقتر میتوان «حاصل ضرب» اعداد نمایندۀ این دو متغیّر (یعنی کارایی و اثربخشی) را تعیینکنندۀ میزان بهرهوری قلمداد کرد. در رابطۀ فوق، به این دلیل، عملگر ضرب را مناسبتر از جمع میدانیم که اگر هرکدام از این دو متغیّر (کارایی یا اثربخشی) برابر با صفر شد، مقدار نهایی بهرهوری نیز باید صفر باشد و این در صورتی است که مقادیر کارایی و اثربخشی در همدیگر ضرب شده باشند.
نخستین جزء از این رابطه، یعنی کارایی را میتوان با رویکردی ریاضی و به سادگی محاسبه نمود: نسبت میان خروجیها (ستاندهها) و ورودیها (دادهها). بنابراین به نظر میرسد به راحتی میتوان ارزش ریالی دستاوردهای بیمارستانی را محاسبه نمود و به ارزش ریالی ورودیها و منابع مصرف شده تقسیم کرد تا مقدار کارایی محاسبه شود. نخستین چالش زمانی پدیدار میشود که بخواهیم خروجیهای بیمارستان، از قبیل درمان بیماری، نجات جان مریض، پیشگیری از به خطر افتادن سلامت افراد و ... را به مقیاس ریالی تبدیل کنیم. طبیعی است که این کار به سادگی ممکن نیست، امّا به عنوان روشی میانبر میتوان از ارزش اقتصادی این خدمات برای محاسبۀ میزان خروجیهای بیمارستان استفاده کرد؛ بدین ترتیب که میزان منابع مالی کسب شده در قبال ارائۀ این-گونه خدمات را نشانهای از ارزش ریالی این خدمات محسوب کنیم. به عبارت دیگر مبالغ پرداخت شده از سوی بیماران، شرکتهای بیمه، دانشگاههای علوم پزشکی و دیگر منابع تأمین مالی در مقابل خدمات ارائه شده از سوی بیمارستان را میتوان به منزلۀ مجموع ارزش ریالی دستاوردها یا خروجیهای بیمارستان در نظر گرفت تا بتوان با ارزش ریالی منابع مصرف شده (ورودیها) مقایسه نمود. بدین ترتیب مقدار شاخص کارایی برای هر بیمارستان قابل محاسبه خواهد بود؛ هرچند به نظر میرسد مقدار این شاخص در بیشتر بیمارستانهای کشورمان کمتر از یک باشد.
برای محاسبۀ جزء دوم شاخص بهرهوری، یعنی اثربخشی باید به تعریف مدیریتی از این مفهوم توجّه نمود که در قالب عبارت «درجۀ تحقّق اهداف» بیان شده است. بر این اساس، چندان دشوار نیست که مجموعۀ اهداف سازمانی مانند بیمارستان را فهرست کرد، آن-ها را بر مبنای اهمّیت نسبیشان وزندهی نمود و سپس درصد تحقّق مجموع موزون آنها را محاسبه کرد. مهمترین چالش در این بخش، تهیّۀ ابزار مناسب برای اندازهگیری درجۀ تحقّق هرکدام از هدفهاست؛ چه بسا که برای سنجش برخی از این متغیّرها باید علاوه بر تحلیل شاخصهای عملکردی، نظرات گروههای مختلف ذینفعان نیز مورد استخراج و بررسی قرار گیرد. برای نمونه اگر مهمترین هدف بیمارستان را ارائۀ خدمات تشخیصی و درمانی باکیفیت و ایمن به منظور تأمین، حفظ و ارتقای سلامتی مردم جامعه بدانیم ، لازم است برای تشخیص میزان تحقّق معیارهایی از قبیل کیفیت و ایمنی نظرات گروههای هدف شامل بیماران، هم-راهانشان، متخصّصان رشتههای مختلف، کارکنان بیمارستان، نمایندگان سازمانهای مردمنهاد جامعه و... گردآوری و تحلیل شود. البته در این بخش نیز راهکار میانبری به نظر میرسد و آن اینکه درصد امتیازات کسبشده توسّط بیمارستان در ارزیابی جامع صورت گرفته از سوی دانشگاه یا وزارتخانه را به عنوان نمایندۀ شاخص اثربخشی در نظر بگیریم.
بدین ترتیب میتوان انتظار داشت که برای ارتقای بهرهوری (که خود حاصل ضرب مقادیر کارایی و اثربخشی است) لازم باشد مراحلی بدین شرح اجرا شوند:
- ابتدا مقدار ارزش ریالی مبالغ پرداخت شده به بیمارستان (در ازای دریافت خدمات طیّ دورۀ زمانی خاص مثلاً یک سال شمسی) به ارزش ریالی منابع هزینه شده برای ارائۀ همان خدمات تقسیم شود تا مقدار شاخص کارایی به دست آید؛
- سپس درصد امتیازات کسبشده توسّط بیمارستان در ارزیابی جامعی که برای همان دورۀ زمانی از سوی مراجع فرادستی (دانشگاه علوم پزشکی یا وزارتخانه) انجام شده است، محاسبه و به عنوان مقدار شاخص اثربخشی ثبت شود؛
- حاصل ضرب دو عدد فوق به عنوان مقدار اوّلیۀ شاخص بهرهوری بیمارستان در نظر گرفته میشود و آنگاه با اجرای اقداماتی تخصّصی یا مدیریتی تلاش میشود تا تغییر مثبت در مقدار این شاخص برای دورههای بعد صورت پذیرد؛ افزایش شاخص بهرهوری (حاصل ضرب مقادیر کارایی و اثربخشی) از سه طریق زیر ممکن به نظر میرسد:
o یا باید بتوان هردوی این مقادیر را افزایش داد؛
o یا یکی را افزایش داد و دیگری را ثابت نگه داشت؛
o و یا آنکه با وجود کاهش در یکی از آنها، میزان افزایش در شاخص دیگر، بزرگتر از کاهش در آن شاخص باشد.
این تنها یکی از پاسخهای نسبتاً جامعی است که میتوان به پرسش مطرح شده در ابتدای این نوشتار ارائه کرد که البته در چند مرحله سادهسازی شده است تا بتواند الگویی نسبتاً ثابت و قابل تکرار در دورههای زمانی مختلف را برای محاسبه و ارتقای شاخص بهرهوری بیمارستان فراهم آورد.
*تالیف: هدایت کارگر شورکی
