• samanavaranco@gmail.com

  • شماره تماس : 37265400−035

  • ساعت کاری : 7:30 الی 15:00

بلاگ

مطالب علمی، گزارشات بین المللی و تحلیل های کارشناسی در حوزه های تخصصی سامان آوران توسعه

«زندگی پس از زندگی» و فناوری های همگرا (قسمت اول: ذهن خوانی)

به سبب علاقۀ چندساله ام به موضوع همگرایی فناورانه و فناوری های همگرای انبیک (ترکیبی شگفت انگیز از نانوفناوری، زیست-فناوری، فناوری اطلاعات و علوم شناختی)، مدتی است که سعی می کنم هر موضوع یا پدیده ای را از این منظر هم به تحلیل بنشینم. این روزها که مستند تلویزیونی «زندگی پس از زندگی» به یکی از پربیننده ترین برنامه های صداوسیمای ملی تبدیل شده و موجی از مرگ اندیشی و توجه به جهان پس از مرگ را در جامعه نواخته است، با خودم فکر می کنم آنچه شاهدان عینی تجربیات نزدیک به مرگ تعریف می کنند، با اینکه تا حد زیادی عجیب، حیرت آور و شاید باورنکردنی به نظر می رسد، هماهنگی زیادی با پیش بینی های ارائه شده در اسناد علمی ناظر بر همگرایی فناورانه دارد. به اختصار، برخی از این همراستایی ها را مثال می زنم تا زمانی که فرصتی فراهم آید و پژوهشی دقیق تر در این باب شکل بگیرد. در بخش اول این نوشتار، قابلیت ذهن خوانی با همین نگاه تحلیل می شود.
ذهن خوانی: بعضی از این تجربه گران ادعا و حتی اثبات می کنند که در شرایط کما می توانستند ذهن مخاطب خود (مثلا پرستار یا ملاقات کنندگان) را بخوانند و از افکار آنها اطلاع داشته اند؛ یا اینکه تمام افرادی را که می دیده اند، با نام و مشخصات کامل (مثلا سن و تاریخ تولد و شهر محل سکونت و...) می شناخته اند و حتی از علایق و احساسات آنها (مثلا طرفداری از تیم ورزشی خاصی) باخبر بوده اند. مفهومی که با شنیدن این گزارشها برایم تداعی می شود «اینترنت ذهن ها» است. همانطور که «اینترنت اشیا» به شبکه ای هوشمند از تبادلات میان دستگاه های الکترونیکی اشاره دارد، اصلاً بعید نیست که با توسعه «اینترنت همه چیز»، بشر بتواند اینترنتی از ذهن ها نیز تشکیل دهد. دراین صورت کاملا قابل تصور خواهد بود که هرچه از اطلاعات و احساسات در تمامی ذهن های متصل به این شبکه وجود داشته باشد، برای همگان قابل دسترسی باشد؛ هرچند چه بسا که بتوان دسترسی هر ذهن به این بانک اذهان را سطح بندی نمود تا هر گروهی بنا به شرایطشان به بخشی از این منبع بزرگ دسترسی داشته باشند. در شرایط کنونی و در تعامل با «اینترنت رایانه ها» می توانیم با جستجوی ساده ای که در موتورهای جستجوگر اینترنتی انجام می دهیم، اطلاعات موجود در سایر کامپیوترهای متصل به اینترنت درباره فرد یا مکان یا موضوعی خاص را به دست آوریم. به همین ترتیب قابل پیش بینی است که وقتی ذهن ها به هم شبکه شده باشند، بتوان با کمک چیزی شبیه به موتور جستجو، ذهن فرد مورد نظر خودمان را پیدا کنیم و در درون همان ذهن نیز به دنبال خاطره یا عاطفه خاصی بگردیم و مثلا بفهمیم که در چه مکانی زندگی می کند، در کجا به دنیا آمده، اکنون چندساله است و احتمالا به کدام تیم ورزشی علاقه دارد. به یاد دارم که وقتی مجری این مستند تلویزیونی از فرد مصاحبه شونده پرسید که چطور از بین تعداد زیاد ملاقات کنندگان آی سی یو که برای دیدنت آمده بودند، فقط فکر همان فرد خاص را می خواندی و به افکار سایرین وقوف نداشتی، چنین پاسخی شنید: «کافی بود به روی کسی تمرکز کنم تا بتوانم فکرش را بخوانم؛ همین که مخاطبم را انتخاب می کردم، قادر بودم فکرش را بخوانم». آیا این جمله شما را به یاد جستجو کردن در اینترنت نمی اندازد؟ کافی است اینترنت کامپیوترها را با اینترنت ذهن ها جایگزین کنیم تا امکان پذیری تجربیات این افراد را درک کنیم.
ادامه خواهد داشت ان شاءالله.

 

تالیف: دکتر هدایت کارگر شورکی